نوروز و بیداری غول خفته جاده ها

حوادث جاده ای و ترافیکی در ایران با میزان سالانه 26،7 مورد در صد هزار نفر، دومین علت مرگ و میر و اولین علت عمر به هدر رفته در کشور محسوب می شود.

نوروز و بیداری غول خفته جاده ها

از اولین تصادف در ایران حدود 91 سال می گذرد، در آن زمان هنوز خبری از قوانین راهنمایی و رانندگی به شکلی که امروزه شاهد آن هستیم نبود. در آن زمان از بد روزگار اولین تصادف در ایران منجر به کشته شدن غلامحسین درویش خان، نوازنده تار شد. مردی که تار او دل های خسته و عاشق را به ملکوت می برد. او در دوم آذر سال 1305 برای عزیمت به خانه‌اش، درشکه‌ای را کرایه کرد. درشکه در حالی‌که از خیابان امیریه به سمت شمال می‌پیچید با ماشینی از نوع فورد که متعلق به مظفرالدین شاه قاجار بود و به صورت کاملا اتفاقی از جهت مخالف می‌آمد، تصادف کرد. دلیل تصادف، بیشتر به ناشی‌بودن راننده نسبت داده شد. بر اثر این سانحه، اسب‌های درشکه در جا تلف شدند و درویش‌خان به بیمارستان نظمیه تهران برده شد و به ‌دلیل ضربه مغزی پنج روز بعد در 54 سالگی فوت کرد.

سالها از آن تصادف پرهزینه و مرگ بار می گذرد و امروز برای جلوگیری از بروز حوادث، قوانین و مقرارتی را وضع کرده اند، وسایل حمل و نقل از یک وسیله ساده چهار چرخ تبدیل به وسایل حمل و نقل مدرن شده و تعداد آنان از 50 دستگاه به میلیونها دستگاه رسیده است. پلیس نیز برای جلوگیری از بوجود آمدن تصادفات هر ساله قوانین جدید بازدارنده و تنبیهی برای این امر وضع می کند، از طرف دیگر هرساله بر آبشن های وسایل حمل و نقل افزوده می شود، ولی آمار تصادفات موضوع دیگری را بیان می کند.

آمار مرگ و میر جاده ای ایران در 10 ماهه نخست سال 1396 بالغ بر 13874 نفر بوده که مرگ هر یک از این کشته شدگان همانند غلامحسین درویش خان برای کشور هزینه های زیادی در بر داشته است. هزینه های عمیق روحی روانی، فرهنگی، اجنماعی و اقتصادی ناشی از عواقب تصادفات مرگ بار که هر روز شاهد آن هستیم.

بطور کلی میزان عمر به هدر رفته در ایران در نتیجه حوادث ترافیکی از جهان و منطقه مدیترانه شرقی بالاتر است و این مشکل یکی از مسائل جدی در کشور ما است، میزان کشته گان تصادفات جاده ای در دنیا به ازای هر ده هزار خودرو سه نفر بوده در حالی که در کشور ما به ازای هر ده هزار خودرور بیش از 7 نفر می باشد. (گزارش پژوهشی شماره 12 پلیس راهنمایی و رانندگی 1394)

بحث مرگ و میر تصادفات جاده ای یک روی سکه است، روی دیگر سکه رنج بسیاری است که خانواده قربانیان متحمل می شوند.

مطالعات انجام شده برروی خانواده هایی که یک فرد آسیب دیده در جمع خود دارند نشان داده است که در بعضی خانواده ها اجباراً الگوی زندگی و کار تغییر کرده و حدود یک سوم آنها درآمدشان را از دست داده اند و حتی در مواردی حضور یک فرد آسیب دیده در خانواده باعث شده تا فرزندانشان از مدرسه رفتن باز بمانند.

تصادفات جاده ای می تواند خانواده را به فقر کشانده و بازماندگان آنان را درگیر عوارض طولانی مدت این واقعه دلخراش نماید و به طور حتم سالها عوارض روحی و روانی آن برای خانواده ها احساس شود.

در این راستا جاده های نامناسب، رانندگان ناشی و یا خواب آلود، اتومبیل های فرسوده و غیر استاندارد، رعایت نکردن مقررات راهنمایی و رانندگی در جاده ها و… از جمله عوامل اصلی تصادفات به شمار می روند که به عنوان مقصران تصادفات جاده ای شناخته شده اند. اما سهم جاده ها در این میان بیش از بقیه عوامل است. حتی در مواردی که مقصر اصلی راننده ناشی است، باز اگر وضعیت جاده ها مناسب باشد، می توان امیدوار بود که حادثه رانندگی به فاجعه تبدیل نشود.

راههای موجود در کشور، راههای مناسبی برای رانندگی نیستند. این حقیقت را نمی توان در پوشش نقش بسیار زیاد خطای انسانی در بروز تصادفات جاده ای و یا مشکلات مربوط به فرسوده بودن و استاندارد نبودن خودروها پنهان کرد. مسئولان کشور نیز بایستی به اصلاح وضعیت راهها، بعنوان یک ماموریت حیاتی که با زندگی و جان انسانها مرتبط است بنگرند.

*فرجی تبار کارشناس ارشد مردم شناسی