کمی آهسته تر!

آستانه صبر متاسفانه به قدری در کشور پایین آمده است که نزاع ها و توهین ها در صدر پرونده های قضایی کشور قرار گرفته اند، در حالی که با لحظه ای آرامش، می توان از وقوع بسیاری از حوادث ناخوشایند در اثر بی صبری جلوگیری کرد.

کمی آهسته تر!

صبر، توانایی و ظرفیت پذیرش، تحمل تاخیرها، مشکلات و ناراحتی ها بدون عصبانی شدن و نگران شدن و همچنین واکنش منفی نشان ندادن در برابر عصبانیت دیگران و نوعی آرامش است.

بسیاری از خانواده ها را می بینیم که بدنبال گرفتن عفو و بخشایش از فرد یا خانواده طرف مقابل هستند؛ چه بسا در اثر عصبانیت نابهنگام و نداشتن صبوری، نوجوانی 15 ساله، سه سال منتظر رسیدن به سن قانونی می ماند، تا پس از 18 سالگی پای چوبه دار بایستد؛ چه خانواده هایی که به دنبال اجرا شدن حکم قصاص در اثر اشتباهی کوچک، از هم می پاشد؛ چه زنانی که بی همسر و پدر و مادرانی که بی اولاد می شوند و چه فرزندانی که پدر خود را از دست می دهند.

اما چرا صرفا صلح و سازش؛ چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؛ وقتی می توان قبل از روی دادن حادثه ای ناگوار و تلخ صبوری کرد چرا باید منتظر صبر و بخشایش پس از یک رویداد تلخ بود.

وقتی که می توان با صبوری در یک بحث ساده خیابانی کمی عقب نشست و کوتاه آمد، چرا باید منتظر ماند طرف در بگو مگو در اثر ضربات مشت یا سلاح سرد مجروح یا کشته شود و سپس، از خانواده آن فرد تقاضای صبر و بخشایش و رضایت داشت.

وقتی می توان با صبوری، آتش خشم را در وجود خود خاموش کرد چرا باید اینگونه به هم حمله ور شویم؟

شاید برخی بگویند نداشتن صبر مردم در اثر مشکلات جامعه امروزی و یا حرص برای بدست آوردن مال بیشتر است. مثلا فرض کنید فرزندان یک خانواده بعد از مرگ پدر و مادر بر سر ارثیه با مشکل مواجه شوند و نتوانند با صبوری آن را رفع کنند. خودم دیدم مغازه ای که به دلیل اختلاف بین فرزندان، حدود 20 سال بلاتکلیف باقی مانده و هنوز نتوانستند حتی از طریق حکم قضایی این مغازه را بین خود تقسیم کنند در حالی که فرزندان هر یک به نحوی از حیث مادی مشکل دارند و چه بسا با سهم دُنگ خود می توانستند از مشکلات مادی در این 20 سال خود را برهانند.

مشاهده شد سر بوق ساده حین رد شدن از خیابان دو راننده چنان به جان هم افتادند که یکی دیگری را به قول خودمانی ناکار کرده بود و حالا او باید بابت تحمل نکردن صدای بوق و مجروح کردن طرف مقابل، متحمل پرداخت دیه ای سنگین شود درحالی که خودش لَنگ سنارشاهی است و با خودروی فرسوده اش مسافرکشی می کند.

مشاهده شد دو نوجوان در یک مشاجره لفظی، چنان باهم درگیر شده اند که تنها چیزی که دعوا را پایان داد ضربه چاقو بر قلب یکی از آنان و روانه زندان شدن و پای چوبه دار رفتن آن یکی دیگر بود.

راستی کدام یک از ما هنگام عصبانیت توانستیم «کظم غیظ» کنیم و خشم خود را فرو بریم. تا دیروز نمی دانستم چرا پدربزرگم در اوج عصبانیت می گوید 'لا اله الا الله' اما وقتی جایی مطالعه کرده ام که حین عصبانیت مقداری آب بخورید یا اگر ابستاده اید، بنشینید؛ متوجه شدم استفاده از این واژه زیبا برای وقفه انداختن عصبانیت قدر یک ثانیه است تا شاید بعد از آن، عصبانیت فروکش کند.

سهم ما از صبر در زندگی مان چقدر است؟ کدام یک از ما حین عصبانیت کمی عقب نشینی کردیم و کوتاه آمده ایم.

شنیده ام قلب هر کسی قدر مشت اوست. دستانمان را مشت کنیم تا ببینیم اندازه قلب مان چقدر کوچک است همان قلبی که در وجود ما می تپد و با تپش خود به ما حیات می بخشد. حالا فرض کن این قلب کوچک که هر چیز ناچیزی می تواند، خون رگ های او را از جریان بیندازد را اینگونه با کینه و ناراحتی از دیگران، مملو از درد و رنج کنیم و یقین بدانیم تنها کسی که با کینه و ناصبری ما رنج خواهد برد خودمان هستیم نه طرف مقابل. پس دست کم برای سلامتی خود ارزش قائل شده و سنت نیکوی صبر را پیشه کنیم تا بتوانیم شادتر و بدون غم و غصه زندگی خود را ادامه دهیم.

نزاع های خیابانی، توهین و ضرب و جرح که همه اینها حاصل نبود صبر است در صدر پرونده های قضایی ما قرار دارند پس اگر صبوری خرج دهیم، می توانیم 15میلیون پرونده را دست کم به 5 میلیون برسانیم و این یعنی ورودی کمتر ما به دستگاه قضایی، درگیر شدن کمتر قضات با پرونده ها و حل و فصل سریع تر پرونده های مهمتر مانند اختلاس، دزدی، مفاسد اقتصادی و اینگونه شاهرگ های اختلاس در کشور قطع خواهد شد و حاصل آن هم بازگشت پول بیت المال خواهد بود.

-----------------------------------------------------------------------

خبرنگار اجتماعی ایرنا