سه تفریح تلخ در طبیعت

سه حادثه، سه سقوط و سه سرنوشت تلخ؛ برای آنها که به تفریح رفته بودند. تفریحی که پایانی تلخ برایشان داشت.

سه حادثه، سه سقوط و سه سرنوشت تلخ؛ برای آنها که به تفریح رفته بودند. تفریحی که پایانی تلخ برایشان داشت.

به گزارش شهروند، رفتند به دل طبیعت که چند ساعتی را در شادی بگذرانند اما قربانی یک لحظه بی‌احتیاطی، بدشناسی یا بی‌توجهی شدند. سه اتفاق دلخراش جداگانه در شهریار، چالوس و الشتر در استان لرستان.

تفریح، پل، سقوط دررودخانه و چندین ساعت جست‌وجو برای یافتن پیکرشان نقطه اشتراک هر سه حادثه است. این حادثه‌ها سه خانواده را داغدار کرده است. سه خانواده که حالا در غم از دست دادن فرزند، به سوگ نشسته‌اند.

حادثه رودخانه «کاکارضا»

خانواده صارمی اهل الشتر استان لرستان و یکی از همین سه خانواده است. خانواده‌ای ٦ نفره که از ٢٥ اردیبهشت‌ماه یکی از عزیزانشان را از دست دادند. همان روزی که ایمان همراه خانواده برای تفریح به دل طبیعت رفت، کنار رودخانه «کاکا رضا». آنها می‌خواستند که کنار رودخانه اتراق کنند.

باید از روی پلی رد می‌شدند تا به آن ور رودخانه برسند. همه خانواده روی پل قطار می‌شوند و آرام به سمت دیگر رودخانه می‌روند که ناگهان زیرپای ایمان خالی می‌شود و داخل رودخانه سر می‌خورد. چند نفری برای کمک به او دست به کار می‌شوند، اما فایده‌ای ندارد. ایمان از همان روز در رودخانه «کاکا رضا» ناپدید می‌شود.

خیلی‌ها تلاش می‌کنند تا پیکر او را از آب بیرون بکشند، اما هیچ رد و نشانی از او پیدا نشد، تا این‌که بالاخره بعد از ١١ روز پیکر بی‌جان این جوان ٢٨ ساله پیدا شد. جمعه عصر خانواده صارمی گمشده‌اش را از «کاکا رضا» پس گرفت و او را برای همیشه به خاک سپرد.

١١ روز در انتظار برادر

سامان برادر کوچک‌تر ایمان که از غم از دست‌دادن برادرش، توان زیادی برای صحبت‌کردن ندارد، برای دقایقی با ما همکلام شد. از تفریح تلخی که به قیمت از دست‌دادن جان برادرش تمام شد تا سختی‌های ١١ روز جست‌وجو در ادامه گفت‌وگوی او با «شهروند» را می‌خوانید.

دقیقا چه اتفاقی افتاد؟

دوشنبه بود ایمان همراه با خانواده و چند تا از اقوام برای تفریح از شهر خارج شدند. در امتداد رودخانه «کاکارضا» چند نقطه بسیار باصفا است که انتخاب اول بیشتر مردم الشتر است. آنها در حال رد شدن از عرض رودخانه بودند که گویا ایمان سر می‌خورد و به داخل رودخانه می‌افتد.

ایمان از روی پل سقوط کرد؟

بله آنها روی پل بودند. البته این پل موقت است. چند تا لوله کنار هم قرار گرفته و روی آن خاک ریختن، ولی مثل این‌که در بارندگی‌های زمستان و بهار امسال بخشی از خاک پل شسته شده بود و ایمان هم از همان نقطه سرخورد و به داخل رودخانه سقوط می‌کند.

«کاکارضا» رودخانه پر آبی است؟

در این فصل از‌ سال خیلی آب دارد. برای همین هم ایمان غرق شد. کاکا رضا جریان آب خیلی شدیدی دارد.

این رودخانه ٩٠ کیلومتر طول دارد یکی از مناطق گردشگری و تفریحی لرستان است که از قائد رحمت در ٥٧ کیلومتری شرق خرم‌آباد سرچشمه می‌گیرد و با مخلوط‌شدن با رود کهمان، رودخانه کشکان را تشکیل می‌دهد که در انتها به کرخه متصل می‌شود. روز حادثه من با آنها نبودم ولی بعدا شنیدم که چند تا از اقوام بلافاصله برای کمک به ایمان اقدام می‌کنند، اما قدرت موج آب به قدری زیاد بوده که آنها هیچ کاری از پیش نبردند.

در این ١١ روز برای پیداکردن ایمان چه اقداماتی انجام شد؟

هرکاری که فکرش را بکنید انجام دادیم. بچه‌های هلال‌احمر هم خیلی زحمت کشیدند. از اهواز، خرم‌آباد حتی بندرعباس هم غواص برای بیرون‌کشیدن ایمان به منطقه آمد اما هیچ فایده‌ای نداشت. خیلی‌ها هم برای کمک به ما آمدند از دوستان و اقوام گرفته تا هلال‌احمر و سایر ارگان‌ها همه زحمت کشیدند ولی «کاکارضا» ایمان را پس نمی‌داد. تا این‌که ما خودمان یک غواص از کرمانشاه آوردیم، او تجربه خوبی داشت. چند ساعت حاشیه رودخانه را بررسی کرد و درنهایت هم با کمک برادر بزرگترم پیکر ایمان را پیدا کردند.

یعنی برادرتان ایمان را پیدا کرد؟

آقای پرورش از دوستان ما بود که قبول زحمت کرد و از کرمانشاه به الشتر آمد. او با برادرم به حاشیه رودخانه رفت. او براساس تجربه‌اش به ما گفت که برادرم باید در میان تخته‌سنگ‌ها گیر کرده باشد. برادر بزرگتر هم با راهنمایی او وارد رودخانه شد و پیکر ایمان را در همان نقطه پیدا کرد. بدن ایمان بین تخته‌سنگ و تنه چند درخت گیر کرده بود.

مراسم خاکسپاری انجام شد؟

بله؛ همان موقع ایمان را دفن کردیم. البته همه خانواده می‌دانستند که دیگر ایمان زنده نیست، با این همه باید پیکر او پیدا می‌شد. به‌خصوص مادر و پدرم در این مدت خیلی اذیت شدند. گریه‌های مادرم تمامی ندارد، فقط وقتی خواب است گریه نمی‌کند. همه خانواده ایمان را خیلی دوست داشتیم. غم از دست دادن ایمان خانواده ما را نابود کرده است. دیگر هیچ‌کس مثل گذشته نیست و غم و غصه یک لحظه رهایمان نمی‌کند.

ایمان پسر چندم خانواده بود؟

ما سه برادر و یک خواهر بودیم. ایمان پسر وسطی است. من از همه کوچکتر هستم. برادر بزرگم که بچه بزرگ خانواده هم است، ایمان را پیدا کرد.

سقوط کودک در ساعت ١٥

سقوط به رودخانه چالوس هم دومین حادثه مشابه بود. در این اتفاق دلخراش امیرحسین ١٠ ساله که همراه خانواده به شمال رفته بود، از روی پل به داخل رودخانه سقوط کرد و پیکر بی‌جانش بعد از ٥ ساعت جست‌وجو از رودخانه بیرون کشیده شد.

کردگار محمودی‌فر، رئیس جمعیت هلال‌احمر شهرستان چالوس درباره جزییات این حادثه به «شهروند» گفت: «این پسربچه که به همراه خانواده خود از تهران برای تفریح به جاده چالوس آمده بود، ساعت ١٥ بعدازظهر جمعه بر اثر بی‌احتیاطی و غفلت خانواده‌اش به درون رودخانه چالوس سقوط کرد.

پس از اطلاع، نیروهای امدادی تیم پایگاه لارک و دو تیم از شهرستان چالوس عازم منطقه شدند و پس از پنج ساعت تلاش و جست‌وجو جسد پسر بچه حدود دو کیلومتر در منطقه پایین‌دست محدوده مرزن‌آباد کشف و پس از اقدامات اولیه تحویل نیروی انتظامی منطقه شد.»

شمال تلخ برای خانواده شهریاری

پدر امیرحسین هرچند حال و روز خوشی نداشت اما برای دقایقی کوتاه درحالی‌که اشک می‌ریخت با ما همکلام شد و به سوالات «شهروند» پاسخ داد که در ادامه می‌خوانید:

امیرحسین چگونه به داخل رودخانه افتاد؟

نمی‌دانم. من حواسم به امیرحسین بود، کنار رودخانه بودیم. یک دفعه دیدم صدای امیرحسین بلند شد. تا نگاه کردم دیدم آب او را با خودش برده است. من بلافاصله با اورژانس تماس گرفتم. نیروهای هلال‌احمر خیلی زود به ما رسیدند و عملیات جست‌وجو را آغاز کردند. ساعت ٣ بعداز ظهر این اتفاق افتاد ولی امیرحسین ساعت ٣٠: ٠٨ پیدا شد.

شما ساکن چالوس هستید؟

نه؛ ما برای تفریح به شمال رفته بودیم. ما ساکن صالح‌آباد تهران هستیم. در مسیر برگشت به تهران بودیم. می‌خواستیم کمی استراحت کنیم که این اتفاق افتاد.

امیرحسین چند‌سال داشت؟

١٠ سال. امیرحسین کلاس چهارم دبستان بود.

همین یک فرزند را دارید؟

نه؛ یک دختر کوچکتر هم داریم. اسم او هستی است. من و همسرم همراه بچه‌ها برای تفریح به شمال رفته بودیم که این اتفاق افتاد. کاش نرفته بودیم.

مرگ تلخ یوسف ٨ ساله

ساعت ٣٠: ١٥ روز دوشنبه، اول خردادماه هم «یوسف» ٨ ساله در محدوده «صباشهر» به داخل رودخانه « شادچای» سقوط کرد. او هم برای تفریح به همراه خانواده‌اش به این محل رفته بود. تلاش نجاتگران هلال‌احمر شعب شهرستان‌های شهریار، اسلامشهر و رباط‌کریم در ۵ روز گذشته برای یافتن «یوسف حسینی» با انواع تجهیزات و نیز استفاده از سگ‌های جست‌وجوگر ادامه داشت.

در این عملیات جست‌وجو یک تیم ۵ نفره واکنش سریع از امداد و نجات هلال‌احمر استان تهران، ۷ نفر نجاتگر کادر از شعبه رباط‌کریم به همراه یک دستگاه تویوتا کمک‌دار و یک قلاده سگ، ۳ تیم از شهریار به همراه ۲ قلاده سگ، یک تیم از اسلامشهر در قالب ۶ نفر نجاتگر عملیات جست‌وجو را از انتهای رودخانه «شادچای» در حوزه استان تهران شروع کردند و به سمت بالا‌دست جست‌وجو را ادامه دادند تا این‌که نیروهای امداد و نجات پیکر این پسربچه را بامداد جمعه پیدا ردند. حالا این کودک هم برای همیشه آرام گرفته است.