سه شنبه شوک‌آور

خبرها ریز ریز و کوتاه کوتاه می‌آمد! همسر دوم کشته شد! همسر دوم همسر وزیر اسبق و شهردار سابق بود؟! با کلت کشته شد؟! و … مردم کامنت می‌گذاشتند شوهرش قاتل است؟! بعد از چند ساعت گفته شد در پلیس آگاهی است که معلوم نشد با پای خودش آمد یا با پای خودش آوردندش! هر چه بود قاتل شده بود وزیر محبوب و موفق و شهردار ناموفق و لیلی و مجنون عشقی فضای مجازی داستانشان به آخر رسید! یکی شد قاتل و دیگری شد مقتول!

روزنامه روزان در یادداشتی به قلم غلامعلی جعفرزاده‌ایمن‌آبادی نماینده مجلس آورده است: یکی فیزیکی کشته شد یکی از لحاظ اجتماعی مُرد! اما آنچه قابل تامل بود! خوشحالی عده‌ای سیاسیون بی تقوا بود! که این داستان را به شلیک به قلب اصلاحات تعبیر کردند! و عده‌ای هم سعی داشتند این قصه غم‌انگیز سقوط را توجیه کنند! گرچه سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم بسیار زشت و ناپسند است و عمدتاً در ملاقات هایم وقتی پای درد دل مردم می‌نشینم از آنها خواهش می‌کنم که مسائل شخصی و خصوصی شان را بازگو نکنند، چون تمایلی به داشتن اطلاعات غیر مفید شخصی دیگران ندارم، ولی این‌گونه اتفاقات برای هر کس در هر جایگاهی امکان دارد اتفاق بیافتد مهم آن است که چه درسی از این اتفاقات می‌گیریم!

چند وقت پیش در مقاله‌ای خواندم صعود به بالاترین قله توسط کوهنورد حرفه‌ای دو ماه فرصت و وقت نیاز دارد، اما سقوط از همان قله دوازده ثانیه طول می‌کشد! هر کس با دکتر نجفی ارتباط داشت می‌داند از ضریب هوشی بالایی برخوردار بود در حاضر جوابی منحصر به‌فرد بود. خیلی عمیق حرف ها را گوش می‌داد و نیاز زیادی به زمان برای تجزیه و تحلیل مطالب نداشت. خیلی از خودش مطمئن بود آماده هر کاری بود. از وزیر آموزش وپرورش گرفته تا رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و مسئول هماهنگی اقتصادی دولت و شهردار تهران و الی آخر. همه او را استاد خطاب می‌کردند اتفاقاً همسرش هم استاد انتخاب کرده بود. یکی استاد دانشگاه بود و دیگری استاد شناسنامه‌ای. ولی این غرور و اعتماد به نفس کار دست اش داد. همیشه گفته ام شیطان بزرگ‌تر از آن است که من و شما فکرش را می‌کنیم بیشتر لغزش ها از آنجا نشات می‌گیرد که تمام وجودمان را غرور فرا می‌گیرد و آن می‌شود که شیطان را کوچک فرض می‌کنیم! کوچک پنداشتن شیطان و بزرگ فرض کردن خودمان فرصتی ایجاد می‌کند تا از شیطان غافل شویم و او هر کاری بخواهد با ما بکند! دنیا شیرین است و گناه شیرین تر است و لذت بخش‎ و هر انسانی به‌محض اینکه از خدا غافل شد یعنی به همان میزان به شیطان اجازه ورود به اراده اش و تعیین سرنوشت اش را داده است.

اگر این روزها از ابن ملجم مرادی‌ها که شکافتن سر علی (ع) را به اصطلاح خودش برای رضای خدا انجام داد درس نگرفتیم! که ان شا الله اینگونه نیست! از سقوط بعضی از بزرگانمان که به خداوندی خدا راضی به این سرنوشت و سقوط و نابودی آنان نبوده و نیستیم درس بگیریم برایشان دعا کنیم و در همین جا از تمامی رسانه‌ها و فضاهای مجازی و رسانه به اصطلاح ملی خواهش میکنم رقص و پایکوبی این اقدام تلخ و ناپسند را رها کنند تا اعصاب جامعه و مردم که مرتب اخبار تلخ می‌شنوند بیش از این خراب‌تر نشود به‌خدا تسویه حساب سیاسی از یک موضوع تلخ و ناگوار اجتماعی نهایت کسر شرافت انسانیت است و سر آخر همیشه برای همدیگر دعا کنیم که عاقبت به خیر شویم ان شاالله.

یکی شد قاتل و دیگری شد مقتول! یکی فیزیکی کشته شد یکی از لحاظ اجتماعی مُرد! اما آنچه قابل تامل بود! خوشحالی عده‌ای سیاسیون بی تقوا بود! که این داستان را به شلیک به قلب اصلاحات تعبیر کردند! و عده‌ای هم سعی داشتند این قصه غم‌انگیز سقوط را توجیه کنند! گرچه سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم بسیار زشت و ناپسند است و عمدتاً در ملاقات هایم وقتی پای درد دل مردم می‌نشینم از آن‌ها خواهش می‌کنم که مسائل شخصی و خصوصی‌شان را بازگو نکنند، چون تمایلی به داشتن اطلاعات غیر مفید شخصی دیگران ندارم، ولی این‌گونه اتفاقات برای هر کس در هر جایگاهی امکان دارد اتفاق بیافتد مهم آن است که چه درسی از این اتفاقات می‌گیریم!

چند وقت پیش در مقاله‌ای خواندم صعود به بالاترین قله توسط کوهنورد حرفه‌ای دو ماه فرصت و وقت نیاز دارد، اما سقوط از همان قله دوازده ثانیه طول می‌کشد! هر کس با دکتر نجفی ارتباط داشت می‌داند از ضریب هوشی بالایی برخوردار بود در حاضر جوابی منحصر به‌فرد بود. خیلی عمیق حرف‌ها را گوش می‌داد و نیاز زیادی به زمان برای تجزیه و تحلیل مطالب نداشت. خیلی از خودش مطمئن بود آماده هر کاری بود. از وزیر آموزش وپرورش گرفته تا رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و مسئول هماهنگی اقتصادی دولت و شهردار تهران و الی آخر. همه او را استاد خطاب می‌کردند اتفاقاً همسرش هم استاد انتخاب کرده بود. یکی استاد دانشگاه بود و دیگری استاد شناسنامه‌ای. ولی این غرور و اعتماد به‌نفس کار دست اش داد. همیشه گفته ام شیطان بزرگ‌تر از آن است که من و شما فکرش را می‌کنیم بیشتر لغزش‌ها از آنجا نشات می‌گیرد که تمام وجودمان را غرور فرا می‌گیرد و آن می‌شود که شیطان را کوچک فرض می‌کنیم! کوچک پنداشتن شیطان و بزرگ فرض کردن خودمان فرصتی ایجاد می‌کند تا از شیطان غافل شویم و او هر کاری بخواهد با ما بکند! دنیا شیرین است و گناه شیرین تر است و لذت بخش‎ و هر انسانی به‌محض اینکه از خدا غافل شد یعنی به همان میزان به شیطان اجازه ورود به اراده اش و تعیین سرنوشت اش را داده است.

اگر این روزها از ابن ملجم مرادی‌ها که شکافتن سر علی (ع) را به اصطلاح خودش برای رضای خدا انجام داد درس نگرفتیم! که ان شا الله اینگونه نیست! از سقوط بعضی از بزرگانمان که به‌خداوندی خدا راضی به این سرنوشت و سقوط و نابودی آنان نبوده و نیستیم درس بگیریم برایشان دعا کنیم و در همین جا از تمامی رسانه‌ها و فضاهای مجازی و رسانه به اصطلاح ملی خواهش میکنم رقص و پایکوبی این اقدام تلخ و ناپسند را رها کنند تا اعصاب جامعه و مردم که مرتب اخبار تلخ می‌شنوند بیش از این خراب‌تر نشود به‌خدا تسویه حساب سیاسی از یک موضوع تلخ و ناگوار اجتماعی نهایت کسر شرافت انسانیت است و سر آخر همیشه برای همدیگر دعا کنیم که عاقبت به خیر شویم ان شاالله.