ضرورت کارزاری عمومی علیه یک خودکامه خطرناک

استیضاح ترامپ بدیلی برای مبارزات انتخاباتی کارآمد برای سال 2020 نیست. استیضاح شیوه ای مشروع و به طور بالقوه قدرتمند است تا از طریق آن یک «اعلام خطر به هنگام و پایدار برای نجات دمکراسی» در تمام وجوه سازماندهی شود.

ضرورت کارزاری عمومی علیه یک خودکامه خطرناک

مباحث پیرامون استیضاح ترامپ ادامه دارد، باید هم داشته باشد.

چند روز پیش من به موضوع استیضاح پرداختم. استدلال من اخلاقی یا حقوقی نبود، سیاسی بود: به این معنا که استیضاح روندی مشروع و مبتنی بر قانون اساسی است که باید دنبال شود نه تنها به دلیل برکنار کردن ترامپ از ریاست جمهوری – جمهوریخواهان سنا قطعا مانع از انجام این کار خواهند شد – بلکه به این دلیل که با توجه به آمادگی افکار عمومی در نتیجه انتشار تحقیقات مولر، این کار ضرورت دارد و فرصت نویدبخشی را برای به راه انداختن یک گفتمان سیاسی علیه ترامپ در سطح اجتماع به دست می دهد.

روز سه شنبه کاترینا هیول در واشنگتن پست  مورد هوشمندانه ای را مطرح کرد و نوشت: «کنگره باید مانع ترامپ در انجام اقداماتی شود که تخلف از قوانین به شمار می رود و وهن وظایف اساسی و شان ریاست جمهوری است. سپس دمکرات ها باید با خردمندی دست به کار شوند و بر این تمرکز کنند که چگونه ترامپ  در حال خیانت کردن به همان رای دهندگانی است که او را به ریاست جمهوری رساندند و با کنار زدن او از قدرت در انتخابات سال 2020  بر حاکمیت سوء او مهر پایان بگذارند.»

وندن هیول با اشاره مکرر بر موضع محتاطانه اتخاذ شده توسط نانسی پلوسی، چند دلیل را در حمایت از این استدلال ارائه می کند. یکی به این دلیل که استیضاح روند پر چالشی است و به خصوص با توجه به امتناع گزارش مولر از طرح اتهامات کیفری علیه ترامپ، این گزارش شوربختانه کشوری را که هم اکنون نیز دوقطبی است به سمت قطب بندی بیشتری می کشاند. دلیل دوم این است که حمایت جمهوریخواهان  برای توفیق هر استیضاحی ضروری است.» و سوم این که تمرکز بر استیضاح مستلزم تمرکزی مداوم بر چیزی است که اکنون راشاگیت نامیده می شود. به مدت بیش از دو سال صداهای لیبرال بسیار و سیاستمداران دمکرات بسیاری تقریبا منحصرا بر انتخابات گذشته و دخالت روسیه تمرکز کرده اند...

این تمرکز معمولا واقعیت حاکمیت سوء ترامپ را به سایه رانده است: اینکه او میزبان یک  ضیافت تاراجگران در واشنگتن بوده و دولت را به منافع سنگربندی شده کسانی تبدیل کرده که حتی بیش از پیش در قوانین بر علیه طبقات مزدبگیر  دستکاری کرده اند، در حالی که بازهای ترامپ از ترس های نژادی و ملی گرایانه برای منحرف کردن حواس همین طبقات از تاراجی که درجریان است سود می جویند. و همانطور که وندن هیول می گوید این مشخصه های حاکمیت سوء ترامپ است که اکنون دمکرات ها باید بر آن تمرکز کنند نه استیضاح.

گزارش مولر دقیقا به دلیل مدارکی که ارائه می کند اهمیت دارد، مدارکی با آن جزئیات دردناکشان که برخی از شیوه های خصومت ورزی ترامپ با مختصات محوری دمکراسی را نشان می دهند: مختصاتی چون انتخابات عادلانه، حاکمیت قانون، صداقت عمومی، خدمت به جامعه، معقولانه بودن در منظر جامعه. اعمال غیراخلاقی در مبارزات انتخاباتی و کارشکنی درروند اجرای عدالت که توسط مولر مستند شده اند، بدترین چیزهای مربوط به ترامپیسم نیستند. اما برخی از ویژگی های نامطلوب مربوط به ترامپیسم هستند که ترامپ را در مظان قانون اساسی قرار می دهد، چیزی که گزارش مولر روشن می کند، حتی با اینکه از صدور کیفرخواست خودداری می کند. و استیضاح روندی کاملا مشروع و مبتنی بر قانون اساسی برای پاسخگو کردن روسای جمهوری فاسد یا خطرناک به دلیل رفتار متخلفانه آنهاست.

وندل هیول درست می گوید که «حمایت جمهوریخواهان برای توفیق هر استیضاحی ضرورت دارد»، فقط با این فرق که اگر منظور ما از توفیق برکنار کردن او از جایگاه خود از طریق روش های غیر انتخاباتی باشد. اما از یک نظر سیاسی وسیع تر، استیضاح می تواند دقیقا  با همان افشای کوتاهی ها و دروغ ها و فسادهای ترامپ در منظر جامعه، همچنین با افشای  کارشکنی شرم آور حزب جمهوریخواه در «جرایم و تخلفات بزرگ » موفق باشد؛ اگر رهبری حزب دمکرات بتواند با دقت این کار را هماهنگ کند و یک راهبرد رسانه ای زیرکانه را برای افشای همین لطمات حتمی و فراوان ترامپ به دمکراسی بر خلاف قانون اساسی، طراحی کند و به اجرا بگذارد.

این است دلیل دنبال کردن مسئله استیضاح؛ نه دنبال کردن هدف غیر ممکن برکنار کردن پیش از موعد ترامپ از ریاست جمهوری، بلکه  به نمایش گذاشتن تعهدات و نقض قوانین حتمی ترامپ و برخورداری از امتیاز روند مصرح در قانون اساسی برای مطرح کردن پرسش های گسترده تر در مورد انصاف، عدالت، برابری مدنی و دمکراسی. با این کار  محور قرار گرفتن قانون اساسی جدی گرفته می شود و یک کارزار عمومی کاملا مشروع علیه یک خودکامه خطرناک آغاز می شود. دقیقا همانطور که نظرسنجی های مربوط به انتخابات سال 2020 نشان می دهند، این کار می تواند در خدمت شکست دادن راحت تر قرار گیرد.

و به همین دلیل است که سندرز و وندن هیول  اشتباه می کنند که دائم می گویند «ترامپ، ترامپ ترامپ، مولر، مولر، مولر» و «استیضاح» به عنوان یک عامل انحراف حواس از یک بدیل برای سخن گفتن از جنسیت گرایی، نژادپرستی، خارجی هراسی، مراقبت های درمانی، دستمزدها و غیره و غیره. چرا که نمی توان این مباحث را بدیل نامید. آنها همگی ابعاد کاملا متفاوتی از یک واقعیت هستند: به روشنی معلوم است که دولت ترامپ و حزب جمهوریخواه ترامپیست خطراتی را متوجه ارزش های دمکراتیک می کنند. چرا دمکرات های زیرک نمی توانند این مباحث را با یک روایت مشترک گره بزنند؟ اگر ما بتوانیم این کار را با یک «برنامه اصلاحات جدید سبز» انجام دهیم – که می توانیم- در این صورت چرا نباید بتوانیم همین کار را برای ترامپ انجام دهیم؟ چرا دمکرات ها نمی توانند بگویند: «ترامپ برای دمکراسی یک خطر است و به همین دلیل است که ما باید او را به استیضاح بکشانیم و تخلفات قابل استیضاحی که او مرتکب شده به تعداد بیشتر و دیگری از اعمال ذاتا مخرب مرتبط هستند و ما با برقرار کردن این ارتباط ها، مسئله را در پیشگاه مردم آمریکا مطرح می کنیم و وقتی ترامپ کارشکنی می کند و جمهوریخواهان کنگره مخالفت می کنند، ما ماهیت آنها را افشا می کنیم: تمامیت گرایان فاسدی که باید رای به برکناری آنها از سمت هایشان داده شود.»

کمیته قضایی مجلس  نمایندگان می تواند یک تحقیق و تفحص پیرامون استیضاح را آغاز کند و همزمان دمکرات های کنگره نیز می توانند دردیگر کمیته ها و حتی در صحن کنگره به بحث پیرامون مسائل دیگر ادامه دهند. اما این هیچ شباهتی به یک قانونگذاری جدی دیگر ندارد که دمکرات های مجلس از آن پشتیبانی کرده اند و برای به تصویب رسیدن آن در یک کنگره جمهوریخواه و در نهایت امضای آن از سوی ترامپ برای تبدیل شدن به قانون شانسی ندارد. تا پیش از شکست ترامپ در سال 2020 هیچ دستورکار قانونگذاری واقعی نمی تواند وجود داشته باشد. و به این ترتیب است که هم اکنون تمام وقت کنگره در واقع حول محور ژست گرفتن و آزمودن ایده ها به جای قانونگذاری به معنای واقعی صرف می شود.

به همین شکل سندرز و بقیه همگی – از جمله وارن که شجاعانه سخن از استیضاح گفته است- می توانند به کارزار خود در سراسر کشور و مطرح کردن تمام مسائلی که دوست دارند ادامه دهند.

چرا نامزدهای دمکرات نتوانند این کار را انجام دهند و همزمان این را نیز بگویند که از طرح تحقیق استیضاح در مجلس حمایت می کنند؟

هیچ کس از سندرز انتظار ندارد که بگوید «ترامپ، ترامپ، ترامپ، مولر، مولر، مولر» و همین و بس. اما چنین انتظاری از سندرز و از تمام دمکرات هایی که در مورد دمکراسی جدی هستند بسیار امکان پذیر است که بگویند: «فکر می کنم که ترامپ به طرق مختلف در حال آسیب زدن به کشور است و در حالی که من از طرح های «مبارزه برای 15 دلار» و «مراقبت های درمانی همگانی» و «برنامه اصلاحات جدید سبز» حمایت می کنم، از استیضاح ترامپ نیز حمایت می کنم و از تمام این چیزها به یک دلیل حمایت می کنم: چون به برابری در پیشگاه قانون و طی رویه های حقوقی و برابری مدنی معتقدم، چون به انتخابات آزاد و منصفانه مبتنی بر  مباحث عمومی واقعی و رقابت سیاسی باور دارم. به عبارت دیگر چون به دمکراسی اعتقاد دارم.»

به طور خلاصه استیضاح بدیلی برای مبارزات انتخاباتی کارآمد برای سال 2020 نیست. استیضاح  شیوه ای مشروع و به طور بالقوه قدرتمند است تا از طریق آن دمکرات ها یک «اعلام خطر به هنگام و پایدار برای نجات دمکراسی» را در تمام وجوه آن سازماندهی کنند. چنین کارزاری برای دمکراسی یک عامل انحراف توجهات از نگرانی برای انتخابات های سال 2020 نیست. این یک راه و احتمالا بهترین راه برای این است که دمکرات ها تا حمایت عمومی و قدرت سیاسی را کسب کنند تا به این ترتیب بتوانند برنده انتخابات سال 2020 باشند.

* استاد علوم سیاسی دردانشگاه ایندیانا/ فارس