مرد شیشه‌ای همسر در خانه اعدام کرد

مرد شیشه‌ای که به تصور خیانت همسرش او را در خانه به دار آویخته بود، از قضات دادگاه خواست تا او را هر چه زودتر قصاص کنند.

روزنامه ایران: مرد شیشه‌ای که به تصور خیانت همسرش او را در خانه به دار آویخته بود، از قضات دادگاه خواست تا او را هر چه زودتر قصاص کنند.

چهارم مرداد، زن جوانی هراسان با پلیس ورامین تماس گرفت و از قتل عروس شان خبر داد. به دنبال اعلام این خبر تیم تحقیق راهی محل حادثه شده و با جسد زن جوان درحالی که دست و پاهایش بسته و طنابی دور گردنش پیچیده شده بود مواجه شدند.در تحقیقات اولیه همسر این زن بلافاصله به قتل اعتراف کرد و گفت: از مدتی قبل به رفتارهای همسرم شک کرده بودم.

تصور می‌کردم که او با شخص دیگری در ارتباط است. همین مسأله باعث اختلاف بین ما شد و مدام باهم دعوا می‌کردیم. دعواهای ما تمامی نداشت تا این‌که شب حادثه بعد از خوابیدن دو فرزندم بازهم سر این موضوع با همسرم دعوایم شد. او که از دست کارهای من عصبانی شده بود به اجبار و از روی ناراحتی حرف هایم را تأیید کرد.

با شنیدن حرف‌های همسرم تصمیم به قتل او گرفتم. آن زمان شیشه کشیده بودم اصلاً التماس‌های همسرم را نمی‌شنیدم. می‌خواستم او را دار بزنم اما طریقه بستن گره را بلد نبودم.مرد جنایتکار ادامه داد: شروع به جست و جو در اینترنت کردم و از روی دستور‌العمل گره زدنی که در اینترنت پیدا کردم ابتدا شیشه بالای در اتاق را شکستم و بعد هم طناب را از بالای در آویزان کرده و آن را طبق دستور گره زدم. بعد هم دست و پای همسرم را بستم و او را دار زدم. بعد از قتل جسد را پائین آورده و با خواهرم تماس گرفتم و ماجرای جنایتی که مرتکب شده بودم را برایش تعریف کردم.

به دنبال اعترافات مرد جوان او به بازسازی صحنه جنایت پرداخت و با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، متهم صبح روز گذشته در شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفت.

در ابتدای جلسه اولیای دم در جایگاه قرار گرفته و خواستار قصاص دامادشان شدند. بعد از آن متهم در جایگاه قرار گرفت و به دفاع از خود پرداخت: آن شب شیشه کشیده بودم و تصور می‌کردم که همسرم به من خیانت کرده است. بعد از جنایت با خواهرم تماس گرفتم و موضوع را اطلاع دادم. زنم را خودم کشتم وحالا از دادگاه تقاضای اعدام دارم....

او ادامه داد: اتهام‌ را قبول دارم اما فقط به این خاطر که تصور می‌کردم زنم به من خیانت کرده بود اورا مجازات کردم. او خودش قبل از مرگ می‌گفت از این زندگی خسته شده است و از مرگش رضایت داشت. خودم دست‌ها وپاها و بعد دهانش را بستم و مراسم اعدام را اجرا کردم...به دنبال پایان اظهارات متهم، قضات دادگاه برای صدور حکم وارد شور شدند.