متن و حاشیه مراسم‌های دانشجویی

مسعود پزشکیان، نایب‌رئیس مجلس، روز گذشته میهمان انجمن اسلامی دانشگاه تبریز بود. در میانه سخنرانی او، عده‌ای ۴۰ تا ۵۰ نفر، شروع به شعاردادن کرده و مراسم را از مدار خارج کردند.

حوالی ۱۶ آذر است و برنامه‌های روز دانشگاه به‌راه. متن و حاشیه در جغرافیای دانشگاه تولید و در رسانه‌ها پخش می‌شود. امسال اولین روز دانشجو بعد از حوادث دی‌ماه سال گذشته است. حالا برخی از تشکل‌های دانشجویی به این جمع‌بندی رسیده‌اند که دیگر دعوت از چند چهره سیاسی یا علمی فایده‌ای ندارد و بهتر است این روز را با تجمعی در دانشگاه گرامی بدارند. در سوی دیگر، هنوز مراسم رسمی با دعوت از افراد سرشناس برای سخنرانی و پرسش و پاسخ انجام می‌شود. روز گذشته ۱۷ آذر بود. جلسه پزشکیان در دانشگاه تبریز با اخلال گروهی ۵۰ نفره ناتمام ماند. احسان شریعتی، خواهرزاده یکی از سه شهید روز ۱۶ آذر ۳۲، درباره این پدیده سخنرانی کرد.

عباس عبدی، فعال دانشجویی سال‌های انقلاب و تحلیلگر امروز نیز تحلیل خود را از «جنبش دانشجویی» مطرح کرد. انجمن اسلامی دانشگاه شریف نیز با دعوت از سلحشوری، زیدآبادی و محمدرضا جلایی‌پور این روز را گرامی داشت. همچنین دیروز بیانیه جمعی از فعالان نشریات دانشجویی در اختیار روزنامه «شرق» قرار گرفت. امسال این فرصت در اختیار فعالان نشریات دانشجویی قرار نگرفت تا در مراسم روز دانشجو با حضور رئیس‌جمهور سخنرانی کنند. آن‌ها بیانیه خود را خطاب به روحانی نوشتند که بخشی از آن را در ادامه می‌خوانید.


تکرار اتهام، این‌بار از سوی برهم‌زنندگان مراسم روز دانشجو
مسعود پزشکیان، نایب‌رئیس مجلس، روز گذشته میهمان انجمن اسلامی دانشگاه تبریز بود. در میانه سخنرانی او، عده‌ای ۴۰ تا ۵۰ نفر، شروع به شعاردادن کرده و مراسم را از مدار خارج کردند. در تماس خبرنگار «شرق» با حاضران و خبرنگاران محلی، این‌طور به نظر می‌رسد که آن بخش از شعار‌ها که باعث عصبانیت پزشکیان شد، به خانواده او ازجمله دخترش مربوط می‌شد. در جریان استیضاح علی ربیعی، وزیر کار و تعاون سابق، محمدرضا پورابراهیمی، نماینده کرمان، به‌عنوان آخرین متقاضی استیضاح از وزیر، به بیان دلایل خود پرداخت که در بخش آخر صحبت‌هایش خطاب به پزشکیان، نماینده تبریز که از عملکرد وزیر دفاع کرده بود، گفت: «آقای پزشکیان باید به این سوال جواب دهد که زهرا پزشکیان مسئول فاینانس پتروشیمی چه نسبتی با او دارد؟».

این حرف باعث اخطار پزشکیان و توضیحات مفصل او شد. پنج روز بعد، پورابراهیمی از پزشکیان و خانواده او معذرت خواهی کرد؛ اما اتهامی که آن روز از سوی «عصاره‌های ملت» مطرح شد، این‌بار دوباره با به میان آمدن نام دختر نایب‌رئیس مجلس در مراسم روز دانشجو تکرار شد.


پزشکیان با عصبانیت توضیحاتی داد و در نهایت مراسم را نیمه‌کاره رها کرد. او گفت: «اگر کسی ادعای مردمی‌بودن دارد، بنده هستم؛ همه دوستانم آمریکا هستند و من اینجا مانده‌ام. بعد از ۴۰ سال طبابت نه سهامی دارم و نه پولی از کسی گرفته‌ام. بنده متهمم که با پزشکان مشکل دارم، چون هنوز هم معتقدم نباید این همه پول به آن‌ها داد. اگر مرد هستید، وقتی در جای من قرار گرفتید، جوری زندگی کنید که من زندگی کرده‌ام. اگر منطق دارید، با منطق صحبت کنید. در حالی تهمت و افترا می‌زنید که زندگی من شفاف است و برخلاف مدعیان حامی شما، از هیچ امتیازی استفاده نکرده‌ام».


عبدی: دیگر با چیزی به‌عنوان جنبش دانشجویی مواجه نخواهیم بود
عباس عبدی روز گذشته در تحلیل وضعیت جنبش دانشجویی گفت: «در‌حال‌حاضر عواملی مانند فضای آزاد و باز رسانه‌ای، فعالیت نیرو‌های سیاسی در بیرون دانشگاه، تعداد زیاد و کاهش کیفیت دانشجویان و فضای جهانی و تغییر ارزش‌ها اجازه نمی‌دهد جنبش دانشجویی مثل گذشته وجود داشته باشد و دیگر با چیزی به‌عنوان جنبش دانشجویی مواجه نخواهیم بود؛ جنبشی که استقلال داشته باشد، ایده‌پردازی کند یا ایده‌های را از جامعه گزینش کرده و پردازش کند و جلو ببرد. البته در جامعه هم ایده غالب وجود ندارد و ایده‌ها متکثر است. در میان دانشجویان گرایش‌های فمینیستی، چپ، لیبرال، قوم‌گرایانه، مذهبی و غیرمذهبی وجود دارد؛ اما جنبش اجتماعی وجود ندارد». به گزارش «ایسنا»، او با بیان اینکه هدایت، تشکیلات، ارزش‌های شناخته‌شده و اقدام از عناصر جنبش اجتماعی هستند، ادامه داد: «همه این عناصر در جنبش دانشجویی قبل از انقلاب و سال‌های اولیه انقلاب وجود داشت؛ اما این عناصر در‌حال‌حاضر به صورت پررنگ وجود ندارد. جنبش اجتماعی وقتی ایجاد می‌شود که یک مسئله عمومی در جامعه وجود داشته باشد و دانشجویان حول آن متحد شوند. خالی‌شدن فضای پویای دانشجویی از دغدغه‌های انسانی، اجتماعی، علمی و سیاسی، جامعه را تهدید می‌کند. دانشجو اکنون درک و شناخت کافی از جامعه نداشته و دغدغه جامعه را هم ندارد».


پیش از انقلاب فشار که بیشتر می‌شد دانشجویان هم فعال‌تر می‌شدند
احسان شریعتی نیز دیروز را در میان دانشجویان علامه‌طباطبایی بود. او درباره فعالیت دانشجویی گفت: «سیاست فرهنگی حاکم بر دانشگاه‌های ما از این پارادوکس رنج می‌برد که نظام از یک سو تبلیغ می‌کند دانشجو باید سیاسی و آگاه باشد و از سوی دیگر وقتی دانشجو وارد این فضا می‌شود، کارش به کمیته انضباطی کشیده می‌شود و در نهایت دانشجو در این فضا افسرده می‌شود». او سراغ رخوت به‌وجود‌آمده در دانشجویان رفت و گفت: «اینکه در سال‌های اخیر شاهد یک نوع افت در جنبش دانشجویی بوده‌ایم و اینکه در دانشگاه‌ها استندآپ کمدی برگزار می‌شود، دلیلش همین است که می‌خواهند دانشجویان از آن فضای افسردگی خارج شوند. البته در سال‌های اخیر وضعیت جنبش دانشجویی را نمی‌توان تنها به علت بیرونی که همان پرداختن هزینه‌ها و فشار‌ها از سوی نهاد‌های خارج از دانشگاه‌هاست، محدود کرد. باید دلیل اصلی این رخوت در جنبش دانشجویی را پیدا کرد. پیش از انقلاب، فشار به دانشجویان و دانشگاهیان بسیار زیاد بود؛ اما دانشجویان نیز به موازات فشارها، فعالیتشان را افزایش می‌دادند و از پای نمی‌نشستند».

بخش‌هایی از بیانیه بیش از ۵۰۰ فعال نشریات دانشجویی خطاب به رئیس‌جمهوری

جناب آقای روحانی، رئیس محترم جمهور
سه سال پیش، ما فعالان نشریات دانشجویی طی نامه‌ای بخشی از مشکلاتمان را با شما در میان گذاشتیم؛ از فشار‌ها و محدودیت‌های فراوان موجود در مسیر فعالیت دانشجویی گفتیم، از برخورد‌های سلیقه‌ای و غیرقانونی مسئولان دانشگاهی، از توقیف‌ها و نظارت‌های پیش از انتشار و سانسور نشریات، از عدم حمایت مالی برای چاپ و انتشار، از احضار‌های مکرر به کمیته‌های ناظر بر نشریات و انضباطی و نهاد‌های امنیتی و قضائی، از نقض مکرر حقوق دانشجویان، از پرونده‌سازی‌ها و بازخواست‌شدن‌ها و از بسیاری مشکلات دیگر گفتیم...


ما به وکیل رأی دادیم نه قاضی!
آقای رئیس‌جمهور؛ یادتان هست می‌گفتید بگذارید دانشجو حرفش را بزند؟ ستاره برای آسمان است؟ بگذاریم مردم نفس بکشند؟ به هر بهانه‌ای به جوانان گیر ندهیم؟ این انحراف شما از گفتار آن روز‌ها چطور رخ داده است؟


آقای روحانی؛ مگر می‌شود دختری را از روی سکو پایین کشند و رسانه‌های مستقل و نشریات دانشجویی چیزی نگویند؟ مگر می‌شود کارگران هفت‌تپه، به مسالمت‌آمیزترین شکل ممکن، به عدم دریافت چندماهه حقوق چندصد هزارتومانی خود اعتراض کنند و دانشجویان بی‌تفاوت باشند؟ مگر می‌شود معلمان به پولی‌شدن آموزش عمومی و عدم رعایت حقوق بدیهی‌شان مانند تأمین اجتماعی و درآمد آبرومندانه معترض باشند و دانش‌آموزان دیروز آنان، با سکوت از کنارشان بگذرند؟ مگر می‌شود دانشجویان این کشور، محرومیت‌های سیستان‌و‌بلوچستان، بی‌خانمانی زلزله‌زدگان کرمانشاه، هوای مردم‌کُش خوزستان و مظلومیت مردم ده ونک تهران را ببینند و صرفا نظاره‌گر باشند؟ مگر می‌شود آثار سوء خصوصی‌سازی‌های افسارگسیخته و تجاری‌سازی تمامی ابعاد حیات اجتماعی، ازجمله دانشگاه را دید و دم برنیاورد؟ اما نمی‌دانیم چرا این ابراز نگرانی‌های دانشجویان نسبت به بحران‌های روزافزون کشور، جز به زبان ارعاب پاسخ داده نمی‌شود! نمی‌دانیم چرا پاسخ انتقاد‌ها به ناکارآمدی و فساد مدیران، به‌جای عزل و تغییر ایشان، توقیف و تعطیلی نشریات دانشجویی و برخورد با دانشجویان است! نمی‌دانیم چرا برخی مدیران غیردانشگاهی دانشگاه‌ها، هرروز پای نشریات دانشجویی بیشتری را به کمیته‌های ناظر بر نشریات و انضباطی و حراست می‌کشانند...


به‌خوبی می‌دانید که حضور شما در جایگاه ریاست‌جمهوری، نتیجه حمایت دانشجویان و فعالان مدنی است که اگر این حمایت‌ها را نداشتید، هرگز چنین جایگاهی به دست نمی‌آمد. این نامه، صدای هشدار آخرین نسل دانشجویانی است که به شما اعتماد کردند. اقشار مختلف جامعه خصوصا دانشجویان از شما درخواستی جز تأمین حقوق انسانی اولیه همه افراد جامعه ندارند. میزان نظر و رأی مردم است؛ باید به مردم بازگردید....