دزدی برای فراموش کردن عشق

مأموران کلانتری‌های پایتخت در عملیاتی شبانه با ورود به مخفیگاه سارقان و مالخران تهران ده‌ها متهم را دستگیر کردند.

روزنامه ایران: مأموران کلانتری‌های پایتخت در عملیاتی شبانه با ورود به مخفیگاه سارقان و مالخران تهران ده‌ها متهم را دستگیر کردند.

در میان این متهمان سارقانی با کلکسیونی از جرایم به چشم می‌خورد؛ از سارقان خودرو و گوشی تلفن همراه گرفته تا سرقت با لباس رفتگران.

سرقت برای ترک اعتیاد

انگیزه این سارق با متهمان دیگر خیلی فرق می‌کند، او که معتاد بوده و خجالت زده زن و پسرش، تصمیم به ترک می‌گیرد اما از آنجایی که هزینه بستری در کمپ ترک اعتیاد را نداشت نقشه سرقت کشید.

چرا دستگیر شدی؟

خودروی همسایه‌مان را دزدیده بودم اما چون به پلیس گزارش شده بود دستگیر شدم.

چند تا خودرو سرقت کردی؟

دو تا، هر دو هم متعلق به همسایه‌هایمان بود.

چرا سرقت می‌کردی؟

از اعتیادم خسته شده بودم، خجالت زده زن و بچه‌ام بودم. نه اینکه تا حالا ترک نکرده باشم. چندبار به کمپ رفتم اما بی‌فایده بود. اما این دفعه به خاطر پسرم تصمیم گرفتم ترک کنم.

اما هزینه کمپ زیاد شده بود. دلار که گران می‌شود قیمت همه چیز بالا می‌رود اما برای ما فقیر فقرا اوضاع بدتر می‌شود. ٤٥٠ هزار تومان باید برای ترک می‌دادم، اما نداشتم برای همین تصمیم گرفتم ماشین سرقت کنم و با فروش وسایل داخلش این پول را جور کنم.

سابقه داری؟

بله. یک سال و نیم پیش مسافر سوار کردم برنج قاچاق همراهش بود منم دستگیر شدم.

سرقت از مشتریان عابربانک

می‌گوید از هر ١٠٠ نفر یک نفر فریبش را می‌خورد با این حال ١٨ شاکی دارد.

شگرد سرقتت چطور بود؟

مقابل دستگاه‌های خودپردازی که خلوت بودند می‌ایستادم. وقتی کسی برای برداشت یا انتقال وجه می‌آمد می‌گفتم دستگاه کاغذ یا اسکناس ندارد. بعضی از آنها هم هول می‌شدند و کارتشان را در دستگاه جا می‌گذاشتند. من هم با کارتی که در دستگاه بود و رمزش را هم زده بودند پول را برداشت می‌کردم. از یک میلیون تا سه میلیون تومان برداشت می‌کردم.

چطور دستگیر شدی؟

چهره‌ام را دوربین‌های مداربسته بانک‌ها ثبت کرده بودند.

دزدی برای فراموش کردن عشق

٢٠ ساله است سه سال سابقه حبس در کانون اصلاح و تربیت دارد. اتهام قبلی‌اش موبایل قاپی بوده اما این بار قضیه‌اش فرق دارد.

چکاره‌ای؟

شاگرد آشپز هستم. اما سه ماه قبل از زندان آزاد شدم. موبایل قاپی کردم افتادم کانون اصلاح و تربیت بعد هم که زندان.

چرا یک ماه از آزادی ات نگذشته دوباره رفتی سراغ کار خلاف؟

عاشق دختری بودم که ترکم کرد خیلی حالم بد بود. در خیابان با پسری دوست شدم. ماجرای شکست عشقی‌ام را گفتم. او هم به من گفت اگر دزدی کنی، هیجان سرقت و ترس از دستگیری باعث میشه که عشقت رو فراموش کنی. مقابل عابر بانک‌ها از افراد میانسال کارت عابر بانک سرقت می‌کردیم. به بهانه کمک به آنها رمز عابر بانک را هم می‌گر فتیم و سرقت می‌کردیم.

سرقت در پوشش رفتگر

50 ساله است اما شگرد منحصر به فردی برای سرقت‌هایش دارد.

چگونه سرقت می‌کردی؟

لباس رفتگرها را می‌پوشیدم و با یک جارو در خیابان می‌گشتم. هنگام جارو کردن موتورهایی را که قیمتی بودند شناسایی و سرقت می‌کردم.

با موتورها چه می‌کردی؟

می‌فروختم و با پولش مواد می‌خریدم.