دختر جوانی که به بهانه معرفی فالگیر سرقت می‌کرد

همان‌طور که آبمیوه را می‌خوردیم وارد مترو شدیم، اما ناگهان حالم بد شد. در آن هنگام مردم خواستند کمک کنند، اما او گفت: از اقوام من است و مرا از مترو بیرون آورد. جلوی در مترو یک تاکسی و یک خودروی پژو ایستاده بودند که ما سوار تاکسی شدیم. نیمه‌هوش بودم و آن‌ها مدام آدرس خانه‌ام را می‌پرسیدند. اما وضعیتم طوری نبود که بتوانم آدرس درستی به آن‌ها بدهم. در نتیجه بعد از پنج ساعت آن‌ها مرا در کنار خیابان رها کردند، ولی قبل از آن دو گوشی آیفون، مقداری طلا و پول‌هایی که همراهم بود را سرقت کردند. بعد متوجه شدم رهگذران مرا بیهوش به بیمارستان رسانده‌اند.

زن جوانی که به بهانه معرفی به فالگیر با زنان طرح دوستی می‌ریخت و پس از آشنایی اولیه اقدام به بیهوش‌کردن و سرقت از طعمه‌های خود می‌کرد، با دستور بازپرس دادسرای جنایی دستگیر شد.


به گزارش شرق،  مدتی قبل زن میانسالی با مراجعه به اداره پنجم پلیس آگاهی تهران از ربایش خود و سرقت اموالش توسط زن جوانی خبر داد و در شکایت خود گفت: علاوه بر زن جوان از یک راننده تاکسی که فکر می‌کنم با او همدست بوده است، نیز شکایت دارم.


او در تشریح ماجرا ادامه داد: من پس از هفت روز در بیمارستان به هوش آمدم و فهمیدم چه بلایی سرم آمده است. عامل اصلی این ماجرا که مرا بیهوش کرد زن جوانی بود که در پارک با او آشنا شدم، در ابتدا از اینکه بچه‌هایم ایران نیستند و دلتنگشان هستم، حرف زدم، همین‌طور به او گفتم با کسی شراکت دارم و می‌ترسم در این شراکت ضرر کنم. آن‌موقع بود که دختر جوان پیشنهاد رفتن نزد یک فالگیر حرفه‌ای را داد که می‌شناسد. به همین دلیل قرار گذاشتیم که فردای آن روز نزد آن فالگیر برویم.


وقتی دختر جوان به نام شهلا سر قرار آمد، گفت: تشنه است، آبمیوه خریدم، اما او گفت که آبمیوه عطشش را برطرف نمی‌کند و آب می‌خواهد. زمانی که داشتم آب می‌خریدم او چیزی در آبمیوه ریخت و گفت: تخم‌شربتی است که آبمیوه را خوشمزه می‌کند.

زن میانسال ادامه داد: همان‌طور که آبمیوه را می‌خوردیم وارد مترو شدیم، اما ناگهان حالم بد شد. در آن هنگام مردم خواستند کمک کنند، اما او گفت: از اقوام من است و مرا از مترو بیرون آورد. جلوی در مترو یک تاکسی و یک خودروی پژو ایستاده بودند که ما سوار تاکسی شدیم. نیمه‌هوش بودم و آن‌ها مدام آدرس خانه‌ام را می‌پرسیدند. اما وضعیتم طوری نبود که بتوانم آدرس درستی به آن‌ها بدهم. در نتیجه بعد از پنج ساعت آن‌ها مرا در کنار خیابان رها کردند، ولی قبل از آن دو گوشی آیفون، مقداری طلا و پول‌هایی که همراهم بود را سرقت کردند. بعد متوجه شدم رهگذران مرا بیهوش به بیمارستان رسانده‌اند.


الان هم از زن جوان و راننده تاکسی که فکر می‌کنم با او همدست بوده شکایت دارم. با شکایت این زن به دستور بازپرس سهرابی تحقیقات برای شناسایی متهم و همدستانش آغاز شد. درحالی‌که بررسی‌ها ادامه داشت، کارآگاهان اداره پنجم با شکایت‌های مشابه مواجه شدند. در تمامی شکایات زن جوانی در پارک با قربانیان طرح دوستی ریخته و بعد از کسب اطلاعات از مال‌باختگان به آن‌ها آبمیوه مسموم داده و وسایل باارزش‌شان را به سرقت برده بود. در بعضی از موارد نیز زن جوان با به‌دست‌آوردن کلید خانه مال‌باخته وارد خانه آن‌ها شده و اموال‌شان را سرقت کرده بود.


در ادامه تحقیقات کارآگاهان به سراغ آلبوم متهمان اداره آگاهی رفتند و زن میانسال موفق شد یکی از متهمان را که دو سال قبل به همین شگرد قصد سرقت داشت، شناسایی کند. بررسی‌ها نشان می‌داد که زن جوان به نام شهلا دو سال قبل در مقابل امامزاده‌ای خودش را همسر پزشک معتبری معرفی کرده و شیرینی مسموم به زن جوانی داده بود.


مال‌باخته بعد از خوردن شیرینی حالش بد شده بود و شهلا قصد داشته او را سوار تاکسی کند، اما مردم مانع شده بودند. در نهایت هم شهلا در آن پرونده بازداشت شده بود، اما، چون سرقتی صورت نگرفته و مدرک کافی وجود نداشت، بعد از مدتی آزاد شد.


با شناسایی شهلا، زن جوان در مخفیگاهش بازداشت شد. او در تحقیقات به سرقت زن میانسال اعتراف کرد، اما مدعی شد که از مخفیگاه دو همدستش خبر ندارد. درحال‌حاضر به دستور بازپرس شعبه نهم دادسرای امور جنایی تحقیقات برای مشخص‌شدن مال‌باختگان احتمالی این پرونده و همدستان زن جوان ادامه دارد.