قاتل: فرقی ندارد زنده بمانم یا اعدامم کنند

پسر جوان در انگیزه ای نامعلوم دست به قتل پدرش زد. صبح 21 مرداد ماه امسال مسئولان بیمارستان امام حسین (ع) از مرگ مرد 53 ساله ای که به دلیل مسمومیت مرموزی به کام مرگ فرو رفته بود خبر دادند.

خراسان نوشت: پسر جوان در انگیزه ای نامعلوم دست به قتل پدرش زد. صبح 21 مرداد ماه امسال مسئولان بیمارستان امام حسین (ع) از مرگ مرد 53 ساله ای که به دلیل مسمومیت مرموزی به کام مرگ فرو رفته بود خبر دادند.

خیلی زود ماموران کلانتری 107 فلسطین برای تحقیقات پلیسی به بیمارستان رفتند و مشخص شد که دو مرد دیگر نیز همراه این مرد به دلیل مسمومیت به بیمارستان منتقل شده اند و تنها مرد 53 ساله تسلیم مرگ شده است. بدین ترتیب تیمی از ماموران اداره 10 پلیس آگاهی تهران به دستور بازپرس شعبه 10 دادسرای جنایی برای تحقیقات فنی و افشای راز این مرگ مرموز وارد عمل شدند.

کارآگاهان در گام نخست تحقیقات پی بردند علی 53 ساله و شریک کاری اش همراه پسرانشان داخل مغازه در خیابان بهار پس از خوردن غذا دچار مسمومیت شدند و پسر علی تنها کسی است که در این ماجرا سالم مانده و مسموم نشده است.

در این مرحله شریک علی هدف تحقیق قرار گرفت و گفت: روز حادثه همگی داخل مغازه بودیم و شروع به خوردن غذا کردیم که همان ابتدا من و پسرم متوجه مزه عجیب غذا شدیم و از خوردن آن دست کشیدیم اما علی و پسرش بی تفاوت به این موضوع به غذا خوردن ادامه دادند.

وی افزود: پس از خوردن غذا همگی حالمان بد شد و تنها کسی که اتفاقی برایش رخ نداد سعید بود که همگی به بیمارستان رفتیم و شریکم در این ماجرا به کام مرگ فرو رفت. نظریه پزشکی قانونی نشان از آن داشت که علی به دلیل مسمومیت شدید به کام مرگ فرو رفته است. کارآگاهان در ادامه تحقیقات به سراغ دوربین مداربسته مغازه رفتند که مشخص شد دوربین ها از صبح روز 21 مرداد ماه قطع شده و هیچ تصویری ضبط نشده است.

تیم جنایی با توجه به این که تنها کسی که در این ماجرا مسموم نشده و قطع شدن دوربین های مداربسته مغازه فرضیه یک جنایت پنهانی را داشت سعید را به عنوان مظنون اصلی پرونده روز 24 مرداد دستگیر کردند. سعید ابتدا خود را بیگناه می دانست اما پس از 72 ساعت، روز شنبه 27 مرداد ماه پرده از قتل پدرش برداشت.

کارآگاهان در تحقیقات از پسر جوان پی بردند که وی به دلیل مشکلات مالی تصمیم به خودکشی گرفته و با 15 هزار تومان اقدام به خرید سم کرده بود اما روز اجرای نقشه نظرخود را تغییر داده و تصمیم به قتل پدرش گرفته است. در ادامه مشخص شد که سعید داخل غذای شریک پدرش سم کمتری ریخته و قصد داشته تا با این صحنه‌سازی قتل پدرش را یک حادثه نشان دهد.

گفت وگو با پسر پدر کش

سعید 35 ساله که هیچ سابقه ای در پرونده اش نیست ادعا می کند بدون هیچ انگیزه ای دست به قتل پدرش زده و یک شبه زندگی خودش و چند خانواده را به هم ریخته است.

سابقه داری؟

اولین بار است که دستگیر شدم.

به چه جرمی دستگیر شدی؟

قتل پدرم.

با چه انگیزه ای دست به قتل زدی؟

انگیزه خاصی نداشتم.

پس چرا پدرت را کشتی؟

به خاطر مشکلات مالی فشار روحی و روانی زیادی داشتم که نمی دانم چرا دست به این کار زدم.

مشکلات مالی؟

500 میلیون تومان بدهکار بودم.

شغل؟

با پدرم داخل مغازه اش کار می کردم.

با پدرت اختلاف داشتی؟

هیچ مشکلی با پدرم نداشتم.(سکوت)

چرا سکوت کردی؟

یک شب زندگی ات و همه چیز را به هم بریزی چه چیزی می توانم بگویم.

چرا دست به قتل زدی؟

نمی دانم، تصمیمی احمقانه و بدون فکر بود.

روز حادثه چه اتفاقی افتاد؟

داخل غذای پدرم، شریک و پسر شریکش را با قرص مسموم کردم که پدرم با خوردن غذای مسموم کشته شد.

قصد قتل شریک پدرت و پسرش را هم داشتی؟

نه، داخل غذای آن ها قرص کمتری ریختم.

شنیدم قبل از قتل پدرت تصمیم به خودکشی گرفته بودی؟

در حالی که تحقیقات ابتدایی ماموران نشان از آن دارد که سعید ابتدا تصمیم به خودکشی گرفته بود وقتی در برابر این سوال قرار گرفت ابتدا سکوت کرد و پس از دقایقی گفت: من قصد خودکشی نداشتم.

پشیمانی؟

صد درصد پشیمانم.

کسی فکر می کند سعید دست به قتل پدرش زده باشد؟

نه، هیچ کسی باور نمی کند که من پدرم را کشته باشم، به خاطر همین کارم باعث شدم چند خانواده به هم بریزد.

شنیدم بدهکاری ات به خاطر باخت در بازی قمار بوده؟

نه، به هیچ عنوان من اهل قمار بازی نبودم.

پدرت را به خاطر ارثیه کشتی؟

نه، غیرممکن است، من هیچ چشم داشتی به ارثیه پدری‌ام نداشتم.

هنوز متوجه انگیزه قتل پدرت نشدم؟

10 روز است که دارم به این موضوع فکر می کنم که چرا پدرم را کشتم.

ازدواج کردی؟

دو فرزند هفت ماهه و هفت ساله دارم.

فکر می کنی آزاد شوی؟

به هیچ چیزی فکر نمی کنم، یعنی دیگر برای من فرقی نمی کند.

اعدام یا زندگی دوباره فرق نمی کند؟

هیچ فرقی برای من نمی کند.

برای فرزندانت که فرق می کند؟

در شرایطی نیستم که بخواهم فکر کنم.

حرف آخر؟

کار من از نصیحت کردن گذشته است، جوان ها باید قدر زندگی شان را بدانند چون هیچ چیزی ارزش ندارد. باید با خانواده رو راست باشیم چون آخرش یکی می شود مثل من که باعث به هم ریختن چند خانواده می شوید و دست به یک اشتباه بزرگ می زنید که جبران ناپذیر است.

بنا بر این گزارش، سعید برای تحقیقات بیشتر به دستور بازپرس پرونده در اختیار ماموران اداره 10 پلیس آگاهی تهران قرار دارد.