سناریوی زن نازا برای ربودن نوزاد

متهم در بازجویی‌ها ضمن اعتراف به ربودن نوزاد گفت :حدود 10 سال است که ازدواج کرده‌ام و به دلایل پزشکی نمی‌توانم بچه دار شوم، به همین دلیل تصمیم به ربودن یک طفل پسر از بیمارستان گرفتم.

متهم در بازجویی‌ها ضمن اعتراف به ربودن نوزاد گفت :حدود 10 سال است که ازدواج کرده‌ام و به دلایل پزشکی نمی‌توانم بچه دار شوم، به همین دلیل تصمیم به ربودن یک طفل پسر از بیمارستان گرفتم.

زن نازا که نوزاد دو روزه‌ای را از بیمارستان ربوده بود با کمک یک راننده تاکسی دستگیر شد.

به گزارش ایران، سردار کامرانی صالح - فرمانده انتظامی استان همدان - در تشریح این ماجرا گفت: دو روز قبل زن جوانی به پلیس مراجعه کرد و از ربوده شدن نوزاد دو روزه‌اش در بیمارستان خبر داد و گفت در کنار نوزادش در حال استراحت در اتاق بیمارستان بوده که زن جوانی وارد اتاق شده و در حالی که خود را یکی از کادر درمانی بیمارستان معرفی کرده مدعی شده نوزاد مشکل بینایی دارد و باید او را نزد پزشک متخصص ببرد تا معاینه‌اش کند اما بعد از بردن بچه دیگر برنگشت.

بدین ترتیب موضوع به صورت ویژه در دستور کار کارشناسان اداره مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی استان قرار گرفت و با انجام اقدامات اولیه و حضور مأموران در بیمارستان و بررسی دوربین‌های مداربسته دریافتند مردی ناشناس با در دست داشتن قنداقه یک طفل از در پشتی بیمارستان خارج و سوار بر یک دستگاه خودرو سواری تاکسی پراید شده و بعد از حدود 5دقیقه نیز خانمی از در بیمارستان خارج شده و پس از سوار شدن به همان تاکسی محل را ترک می‌کند.

بلافاصله شماره پلاک تاکسی را یادداشت کرده و با کمک واحد تاکسیرانی راننده خودروی مورد نظر شناسایی و به پلیس آگاهی منتقل شد.در تحقیقات صورت گرفته راننده تاکسی گفت: مقابل بیمارستان برای مسافرکشی منتظر بودم که خانمی به من مراجعه کرد و بیان داشت: فرزندم در بیمارستان است از در پشتی بیمارستان بیا تا ما را به خانه برسانی.من در کوچه پشت بیمارستان منتظر آمدن وی شدم و پس از پارک کردن خودرو به محوطه بیمارستان رفتم و آن خانم بچه را به من داد و بعد از حدود 5دقیقه خودش نیز آمد و سوار خودرو شده و او را به خانه‌اش رساندم.

بدین ترتیب خانه مورد نظر شناسایی شد و کارآگاهان با حضور در محل، زن جوان را شناسایی و دستگیر کردند. متهم در بازجویی‌ها ضمن اعتراف به ربودن نوزاد گفت :حدود 10 سال است که ازدواج کرده‌ام و به دلایل پزشکی نمی‌توانم بچه دار شوم، به همین دلیل تصمیم به ربودن یک طفل پسر از بیمارستان گرفتم.

با توجه به اینکه من به علت نازایی مدتی در همان بیمارستان تحت بررسی پزشکی بودم و بیشتر کارکنان زن بیمارستان من را می‌شناختند، پس از شناسایی سوژه خود و به دست آوردن مشخصات مادر طفل با برنامه قبلی وارد بیمارستان شده و به اتاقی که مادر و طفل در آن استراحت می‌کردند، وارد شده بچه را دزدیدم.