19 دی طلیعه انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک

واقعه 19 دى پدیده‏اى ناگهانى نبود بلکه داراى ریشه‏‌ها و آبشخورهاى تاریخى بود و بعدها منشأ تحلیل‌ها و حوادثى بس ژرف و عمیق شد.

واقعه 19 دی پدیده‏ای ناگهانی نبود بلکه دارای ریشه‏‌ها و آبشخورهای تاریخی بود و بعدها منشأ تحلیل‌ها و حوادثی بس ژرف و عمیق شد.

خبرگزاری فارس ـ تاریخ : واقعه 19 دی پدیده‏ای ناگهانی نبود بلکه دارای ریشه‏‌ها و آبشخورهای تاریخی بود و بعدها منشأ تحلیل‌ها و حوادثی بس ژرف و عمیق شد.

فضای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی دهه 50 و خصوصا سالهای واپسین انقلاب در نگاه دولتمردان رژیم پهلوی عصر شکوفایی و رسیدن به دروازه‌‏های تمدن بزرگ و در یک  کلمه عصر طلایی بود و بسیاری از تحلیل‏گران و سیاستمداران داخلی و خارجی حکومت ایران را رژیمی پایدار و با ثبات درتمامی عرصه‏‌ها برآورد نموده و ایران را جزیره ثبات می‌‏نامیدند.

رژیم پهلوی توانسته بود از خود تصویری مهیب و با صلابت و در عین حال به ظاهر اصلاحگر و معتقد به آزادی و توسعه سیاسی نشان دهد و همگان شاه را فردی قدرتمند و توانا که دارای رژیمی پایدار و مستحکم است می‏‌پنداشتند.

رژیمی با ارتشی مدرن و مجهز به پیشرفته‌‏ترین تسلیحات، دستگاه امنیتی بسیار منظم و خشن، مجلس مطیع و گوش به فرمان، دارای دوستان با نفوذ درسطح منطقه و جهان، رژیمی بدون اپوزیسیون قوی و جدی و ثروتی هنگفت برای هرگونه اقدام. سیا معتقد بود :

«ایران نه تنها در یک موقعیت انقلابی قرار ندارد بلکه حتی آثار و علائمی از نزدیک بودن شرایط انقلاب هم در آن به چشم نمی‌‏خورد.»

و در تحلیل اطلاعات دفاعی آمریکا آمده بود: «انتظار می‏‌رود شاه در ده سال آینده نیز همچنان فعال در قدرت بماند.»

و از بُعدی دیگر شاه از لحاظ شخصیتی دارای باورهایی از اقتدار و توانایی‏‌های ویژه بود که هر چند توهمی بیش نبود و یکباره همچون یخ در آفتاب ذوب شد ولی همگان به یاد دارند در مصاحبه با اوریانا فالاچی به صراحت می‏‌گفت: «از طرف خداوند برگزیده شده ‏ام تا مأموریتی را انجام دهم.... و پیوسته احساس پیش از وقوع دارم و آن درست به اندازه غریزه‏‌ام قوی است.... من کاملاً تنها نیستم چون قدرتی مرا همراهی می‌‏کند که دیگران قادر به دیدن آن نیستند قدرت باطنی و پنهانی.... من پیام‌هایی را دریافت می‌‏کنم.» و در نهایت معتقد بود من پایدار خواهم ماند و با اشاره به فالاچی می‌‏گفت: «پادشاهی در ایران از رژیم‌‏های شما بیشتر دوام خواهد آورد... رژیم ‏های شما دوام نخواهد آورد و مال من پایدار خواهد ماند.»

پیش زمینه‌های حادثه نوزده دی

پل راد من نویسنده مشهور آمریکایی در مجله نیویورک تایمز شاه را فاتح دنیا نام نهاد!! و در مقابل این وضعیت مطلوب نیروهای مخالف رژیم شاه طبعا وضعیتی نابسامان را تجربه می‌‏کردند و روزنه‏ های امید یکی پس از دیگری بی‌‏فروغ می‌‏گشت و آخرین کور سوهای امید رو به خاموشی می‏‌گرایید در همین زمان شاه سرمست از غرور برای تسریع این روند و درهم شکستن آخرین مقاومتظ ها فرمان حمله به آخرین دژ انقلابیون را صادر کرد. در اول آبان 1356 و هفدهم دی ماه 1356 دوحادثه قریب به هم به وقوع پیوست:

اول شهادت حاج آقا مصطفی خمینی (ره) و دوم درج مقاله 17 دی که در ایران و خصوصا قم بازتاب بسیار وسیعی داشت.

پژواک شهادت حاج آقا مصطفی فرزند برومند امام در اول آبان ماه در همه ایران طنین انداز شد محبوبیت امام را دربین توده مردم و گروه‌های انقلابی به نمایش گذاشت و رژیم را به واکنش سریع واداشت و مقاله 17 دی تحت عنوان «ایران واستعمارسرخ وسیاه» ، با هدف هتک حرمت امام خمینی در روزنامه اطلاعات منتشر شد، ولی ناگهان همه چیز به گونه‌‏ای دیگر رخ نمود و آن همه تحلیل و ثبات و امنیت به یکباره رنگ باخت و سیر جریانات و طوفان حوادث سرنوشتی دیگر را رقم زد، به گونه‌‏ای که طومار رژیم پهلوی را درهم پیچید.

عقده گشایی شاهانه در مقاله روزنامه اطلاعات

با درج مقاله توهین‏ آمیز 17/10/56 تحت عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» در روزنامه اطلاعات رژیم با عکس‏ العمل جدی روحانیت و توده مردم مواجه شد: «... از ساعت 30/16 حدود چهارصد نفر از طلاب حوزه قم در مسجد اعظم اجتماع و تا ساعت 17 به تدریج بر تعداد آنان افزوده شد و به قریب دو هزار نفر بالغ گردیدند... جمعیت از مسجد خارج و در جلوی مدرسه خان و خیابان‌های موزه، ارم، حجتیه و بهار شروع به تظاهرات و دادن شعارهای درود برخمینی و مرگ بر حکومت استبدادی نمودند.... در ساعت 2015 حدود سیصد نفر در جلوی مدرسه خان و میدان آستانه تجمع و تعدادی از آنان شروع به دادن شعار و پرتاب سنگ به طرف مأمورین انتظامی کردند.... در این ماجرا به علت تجمع زیاد افراد متفرقه و عدم امکان شناسایی، کسی بازداشت نگردیده است...»[1]

در گزارش دیگر آمده است: «ساعت 10 روز جاری (18/10/36) به علت درج مطلبی تحت عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» در روزنامه اطلاعات دروس حوزه علمیه قم تعطیل و حدود 250 نفر از طلاب علوم دینی در مدرسه ‏علوم دینی اجتماع و با دادن شعار درود برخمینی و مرگ بر حکومت استبدادی به طرف میدان آستانه و حرم حرکت.... به منزل آیت ‏اللّه‏ گلپایگانی مراجعه کرده و پس از منزل وی مجددا دست به تظاهرات خیابانی زده که در حال حاضر مأمورین انتظامی در حال پراکندن آنان می‌‏باشند »[2]

«... تظاهرات شروع و تعدادی از آنها به مسجد اعظم که آقای شریعتمداری برای درس گفتن آمده بود رفته و از وی خواستند به دنبال تعطیل حوزه، درس را رها نماید که ایشان با ناراحتی از منبر پایین آمده و درس را تعطیل می‌‏نمایند سپس تظاهرکنندگان به منزل شیخ هاشم آملی و علامه طباطبایی سپس به منزل وحید خراسانی می‌‏روند. در ساعت 5/10 صبح ناصر مکارم شیرازی در مسجد امیرالمومنین شروع به سخنرانی نمود و گفت شماها با هم همدست و هم زبان باشید قیام کنید اگر بمیرم همه با هم بمیریم و اگر زنده باشیم همه با هم زنده باشیم تا دست این حکومت یزیدی را کوتاه کنیم در قرارداد در نظر دارد با این مطالب و حرفهای غلط مردم مسلمان شیعه ایران را از خمینی دور سازد. ما می‏میریم ولی از خمینی جدا نیستیم تمام پاکستان که 30 میلیون شیعه دارد و عراق و افغانستان تمام شیعه‏‌ها از خمینی هستند و او را جدا از خودشان نمی‏دانند....»[3]

رژیم که به خشم آمده بود دستور شدید سرکوبی مردم را صادر کرد و پلیس به تظاهرکنندگان حمله‏ ور شد و در نتیجه عده‌‏ای مجروح و شهید گردیدند: «طبق اطلاعی که مجددا از بیمارستان‌ها کسب گردیده، تعداد کشته‏ شدگان پنج نفر است که چهار نفر از آنان در اثر اصابت گلوله کشته شده... مجروحین تیر خورده که در بیمارستان بستری می‌‏باشند جمعا نُه نفر است که حال دو نفر از آنان وخیم می‌‏باشد...»[4]

ولی این اقدامات هیچ‏گونه خللی در عزم مردم بوجود نیاورد: «... از ساعت 16 جاری جمعیت تظاهرکنندگان حدود ده هزار نفر در مدرسه خان و مسجد اعظم و صحنین اجتماع و در مسیر خیابان صفاییه حرکت نمودند...»[5]

مراجع طراز اول قم با تأیید اقدامات مردم انزجار خود را از اینگونه حرکات اعلام می‏‌نمودند. «... طلاب همگی به منزل آیت‌‏اللّه‏ گلپایگانی رفتند به طوری که منزل مذکور پر از طلبه و افراد شخصی شد آیت‏ اللّه‏ گلپایگانی پشت میکروفون رفته و 5 دقیقه سخنرانی کرده و گفت دیشب روزنامه را برایم خواندند خیلی ناراحت شدم مدتی است که به دین و روحانیت جسارت می‏‌کنند.... بعد طلبه‌‏ها را نصیحت کرد که باید متحد باشید اختلاف را کنار بگذراند اختلاف بین ما از آمدن کارتر به ایران بدتر و زیان‏ آورتر است.... درسها را تعطیل کردیم ولی نباید که به همین جا اکتفا کنیم ما باید با آقایان دیگر صحبت کنیم تا آنها هم با ما اقدام کنند....»[6]

«... آیت‏ اللّه‏ نجفی سخنرانی کرده و گفت من ایشان را (خمینی را) خوب می‏‌شناسم ما هشتاد سال است با هم رفیق هستیم ایشان با این حرفها کوچک نمی‏‌شود من اقداماتی کرده‌‏ام...»[7]

« بطور دسته جمعی به منزل شیخ هاشم آملی رفتند. آملی خیلی مختصر در چند کلمه گفت ما این اهانت را محکوم می‏کنیم و ساکت نمی‌‏نشینیم.. ما کارهای شما را تحسین می‏‌کنیم. همه شما را دوست داریم...»[8]

« طلاب به منزل علامه طباطبایی رفتند و علامه طی چند کلمه برنامه دولت را در این مورد محکوم کرد.»

سخنرانی مهیج آیت ‏اللّه‏ وحید خراسانی باعث شور و شوقی مضاعف در بین مردم شد: «... وحید خراسانی شروع به صحبت کرده و در ضمن صحبت، خمینی را تشبیه به نور کرد که اگر کسی پا روی نور بگذارد نور خاموش نمی‌‏شود و سپس شعری خواند که مفهومش این بود : که آب دریا به دهن سگ نجس نمی‏‌شود و در حالی که روی سخنش با نویسنده مقاله بود، گفت ای احمق تو به شخصی توهین کردی که معرفه است در حالی که تمامی بندگان نکره هستند ولی وقتی به خدا نزدیک شدند معرفه شوند...»[9]

آیت‌اللّه‏ گلپایگانی با حضور در بیمارستان آیت‌‏اللّه‏ گلپایگانی به عیادت مجروحین تظاهرات که از میان اقشار مختلف جامعه از قبیل طلاب، دانشجویان، کارگران، محصلین و کارمندان[10] بودند پرداخت و ضمن

اظهار همدردی انزجار خود را از این اعمال وحشیانه اعلام نمودند.[11]

موج تظاهرات و اقدامات وحشیانه رژیم به گونه‏‌ای بود که خیلی زود شهرهای مجاور ضمن اظهار همدردی به حرکتی خودجوش و مشابه آنچه در قم گذشت پرداختند.[12]

رژیم با تهدید و ارعاب سعی نمود مردم را مجبور به عقب‏نشینی کند و از روند آن جلوگیری کند:«... کلیه کسبه شهر موظفند که مغازه‌های خود را از ساعت 9 صبح روز 22/10/39 باز و به کسب مشغول باشند در غیر این صورت پروانه کسب آنان برای همیشه لغو و نسبت به انسداد جلو مغازه نیز از طریق احداث دیوار اقدام خواهد شد.»[13]

بار دیگر کوشید علاوه بر برخورد بسیار سفاکانه با مردم، با تبعید دسته جمعی علما و فعالین بتواند مردم را مجبور به سکوت کند.

«ساعت 8 صبح جاری کمیسیون حوزه امنیت اجتماعی شهرستان قم در دفتر کار فرماندار تشکیل و در مورد 10 نفر محرکین وقایع اخیر به شرح ذیل اتخاذ تصمیم و دستور اجرای موقت حکم از استاندار استان مرکزی اخذ شد...»[14]

و متقابلاً آیات عظام نیز با انتشار اعلامیه‏‌ها را ایراد سخنرانی به محکوم کردن اعمال رژیم پرداختند. در مورخه 22/10/56 اعلامیه‏‌ای با امضای 37 تن از طرف اساتید و علمای حوزه علمیه قم انتشار یافت

و آیت ‏اللّه‏ شریعتمداری در طی اعلامیه‏‌ای اعلام داشت:«حادثه اسفناک و دلخراش حوزه علمیه قم را به عموم مسلمانان تسلیت می‏گوییم. اخیرا در روزنامه‏های ایران قلمهایی بکار افتاده و مقالاتی نوشته شده است که متضمن توهین به مقام شامخ روحانیت و انکار بعضی احکام مسلمه اسلام است...»[15]

این روند، رفته رفته به تعطیلی نمازهای جماعت قم و کاشان انجامیدند: «... از روز بیستم ماه جاری تاکنون در هیچ یک از مساجد شهر نماز جماعت اقامه نشده و روحانیون از شرکت در مساجد خودداری کرده‏اند.[16]

و با برپایی مجلس ختم، یاد و خاطره شهیدان را زنده نگه داشتند و از آن به عنوان سندی برای رسواسازی رژیم بهره جستند.

« روحانیون و بازاریان متعصب مذهبی در نظر دارند، روز پنج‏شنبه 29/10/36 را روز ختم کشته ‏شدگان حادثه قم اعلام دارند [و ] احتمال اینکه در روز مذکور مجلس ختم برگزار و احیانا بازار شهر تعطیل گردد [وجود دارد]...»[17]

«... ضمنا تعدادی از وعاظ طرفدار خمینی در نظر دارند امشب در مجالس روضه ‏خوانی تهران منبر رفته و مجالس را به صورت فاتحه‏ خوانی اداره نمایند...»[18]

و وعاظ از این فرصت استفاده کرده و در تمامی مجالس و محافل به افشاگری علیه دولت پرداختند: «... در روزنامه‏ها به روحانیت اهانت شده و از آنها به عنوان مرتجع نام برده شده در صورتی که روحانیت از مسایل ارتجاعی مبراست.... آنها ما را خائن می‏‌دانند ولی ما خائن نیستیم. آنهایی که سرمایه‌‏های مملکت را به خارج می‏‌برند خائن هستند....»[19]

و با گسترده شدن دامنه اعتراضات، روحانیون از شهرستانها جهت کسب تکلیف به قم آمده و هر روز دامنه قیام گسترده‏ تر می‏‌گردید.

«... شیخ محمد صدوقی یزدی از یزد و سید روح‏اللّه‏ خاتمی از اردکان یزد و شیخ ابراهیم اعرافی از میبد یزد به قم آمده بودند و با آیات و مراجع قم تماس گرفته و گفتند اگر اجازه می‏‌دهید در یزد و توابع آن به عنوان اعتراض مغازه‏‌هارا تعطیل کنند و...»[20]

«... در دهه آخر صفر و در مدارس علمیه قم کاملاً تعطیل و طلاب و وعاظ شهرستانها به روستاها اعزام شده‏‌اند و به ظاهر محافل مذهبی و..... خاصی در تدارک و تهیه مقدمات تظاهرات و فعالیت‌های بخصوص نیستند ولی باطن محیط آمادگی هرگونه آشوب و بلوا را دارد...»[21]

« ساعت 14 روز جاری تعدادی اعلامیه پلی کپی شده تحت عنوان پیام 19 دی وسیله افراد ناشناسی در خیابان‌های اطراف حرم توزیع که سریعا وسیله مأمورین جمع ‏آوری گردید...»[22]

«اخیرا تعدادی طلاب علما دینی به مرودشت وارد و در گروههای 2 الی 3 نفری تقسیم و به روستاهای استان فارس اعزام و یکی از آنها اظهار نموده در آینده نزدیک یک قیام عمومی برپا خواهد شد و ما نیز به همین منظور به روستاها آمده‌‏ایم و اوامر ملوکانه شرف صدور یافت «همه سازمان‌ها در همه نقاط مواظب باشند .»[23]

زمان به سرعت و با التهاب بسیار، در ایران سپری می‏‌گردید و یاد روز چهلم شهدای قم نزدیک می‏‌شد و رژیم به خوبی دریافته بود که آینده آبستن حوادث بیشماری است؛ لذا تدابیر امنیتی شدیدتری را تدارک

دیده بود : «... نظر به اینکه روز شنبه 29/11/36 مصادف با روز چهلم حادثه اخیر قم (19/10/36) می‌‏باشد و احتمال دارد عوامل ناراحت و افراد متعصب مذهبی با برگزاری مجالس ختم مبادرت به انجام تظاهرات و یا خرابکاری نمایند لذاخواهشمند است دستور فرمایید ضمن توجیه مأمورین مربوطه در زمینه مراقبت و پیش‏بینی‏‌های لازم در مورد تردد افراد مشکوک در منطقه از تشکیل مجالس مذهبی در منازل و مساجد و تکایا به منظور فوق و برگزاری ختم برای مقتولین حادثه مذکور شدیدا جلوگیری نموده...»[24]

«...  نوارهای آیات قم و خمینی در سطح گسترده‏ای تکثیر و به فروش می‌‏رسد مقرر فرمایند...»[25]

«... به قرار اطلاع قرار است روز 29/11/36 به مناسبت روز درگذشت کشته‏ شدگان واقعه اخیر قم، از طرف متعصبین مذهبی و عوامل مخرب در نقاط مختلف کشور تظاهراتی انجام شود...»[26]

در بولتن ویژه‏ای که گزارش وقایع، در نقاط مختلف کشور به مناسبت چهلمین روز شهدای قم تهیه شده، آمده است که: از طرف آیات عظام گلپایگانی و محمد وحید میاندو آبی، سیدکاظم شریعتمداری اعلامیه‌‏ای منتشر و در سراسر کشور پخش شد. شهر قم به حالت تعطیل درآمد و وضعیت 16 استان حالت غیرعادی داشت. در تبریز وضع به گونه‌‏ای دیگر بود و تظاهرات مردمی به درگیری انجامید و تعدادی از مردم به شهادت رسیدند که خود سرمنشأ تحرکات و جنبشی جدید گردید: «... آیات حوزه علمیه قم اعلام کرده‏اند حوزه روز 3/12/36 به مناسبت حوادث اخیر تبریز تعطیل خواهد بود ومجلس ترحیم برای مقتولین برگزار خواهد شد...»[27]

«... سه هزار نفر طلاب علوم دینی و دانشجویان شهرستان‌های مختلف مجلس ختمی به مناسبت هفته کشته‏‌ شدگان واقعه تبریز در مسجد اعظم قم برگزار و با تلاوت قرآن و شعارهای ...»[28]

درتمامی این جلسات ضمن افشاگری درمورد رژیم پهلوی الگوهای اسلامی و حکومت مورد نظر اسلام تبیین می‏‌گردید و از امام به عنوان رهبر حرکت اسلامی یاد می‏‌گردید و بازگشت ایشان را درخواست می‏‌نمودند:«... خواسته‏‌های ملت ایران این است 1ـ آزادی کلیه زندانیان سیاسی مسلمان که در رأس آنها آیت ‏اللّه‏ منتظری و طالقانی قرار دارند 2ـ برگشتن دانشمندان و گویندگان عظیم ‏الشأن حوزه علمیه قم که تبعید شده‌‏اند... 3ـ بازگشت حضرت آیت‏اللّه‏ العظمی امام خمینی 4ـ کلیه قوانین اسلام و کلیه قوانین قرآن باید در این مملکت از حجاب گرفته تا سایر چیزهایش مو به ‏مو اجرا شود...»[29]

رژیم با نزدیک‏تر شدن ایام نوروز احتمال تظاهرات دامنه ‏داری را می‌‏داد : «... اینکه روز نهم فروردین مصادف با چهلمین روز کشته‏ شدگان تبریز است و در این ایام تردد مردم به قم زیاد می‌‏باشد و حوزه‌‏های علمیه در ایام عید تعطیلی ندارند لذا پیش‏بینی می‏‌شود که در این ایام (تعطیلات نوروز) تظاهرات گسترده‏ای بوجود آید که چگونگی جهت پیشگیری به شهربانی قم اعلام شده است...»[30]

«... روز 7/1/37 اعلامیه‏‌ای به امضاء «حوزه علمیه قم» به مناسبت چهلمین روز کشته‏ شدگان اخلالگران تبریز در شهر قم انتشار یافته است متن اعلامیه صحنه 473.[31]

درشهر یزد متعاقب سخنرانی آیت‌‏اللّه‏ شهید شیخ محمد صدوقی مردم به تظاهرات پرداخته که تعدادی شهید و مجروح گردیدند و در شهرهای قزوین، اهواز، جهرم و اصفهان نیز حوادث مشابهی به وقوع

پیوست.

«در ... چند روز قبل اعلامیه‌‏ای از طرف جامعه روحانیت قم منتشر شد و روز 19 اردیبهشت را روز عزای ملی برای شهرهای قزوین، یزد ... اعلام کرده بودند...»[32]

«... روز 13/2/2537 در مدرسه علمیه خان اعلامیه‌‏ای نصب که در آن قید شده بود «به مناسبت چهلم اول یزد و چهلم دوم تبریز و چهلم سوم قم روز چهارشنبه 20/2/2537 در میبد یزد مجلس ختم می‏‌گیرند...»[33]

«... از طرف خمینی به مناسبت چهلمین روز حوادث یزد اعلامیه‌‏ای صادر که حاوی مطالب مضره و تحریک‏ آمیز می‌‏باشد با توجه به صدور اعلامیه در همین زمینه از طرف سیدصادق روحانی بروز تظاهرات گسترده در روز19/2/2537 متصور است با هماهنگی سایر مراجع انتظامی پیش‏بینی و مراقبت‏‌های لازم معمول و هرگونه اتفاق را به موقع گزارش نمایند»[34]

و اعلامیه امام خمینی به گونه‌‏ای دیگر بود و رژیم آن را چیز دیگری می‏‌دانست. «... از زمانی که اعلامیه اخیر خمینی به ایران آمده و در دسترس مردم قرار گرفته انقلاب و تظاهرات در قم اوج گرفته زیرا خمینی در اعلامیه اخیرش تاکید کرده که آرام نباشید و تظاهرات کنید لذا طرفداران و مقلدین خمینی این جمله را تعبیر به فتوا کرده و می‏‌گویند تقریبا خمینی در این زمینه حکم داده و ما که مقلد ایشان هستیم موظف به انجام تظاهرات می‌باشیم. این اعلامیه مراجع قم را دچار دردسر تازه‌‏ای کرده چون ایشان با تظاهرات مخالفند و هرگاه مجلس فاتحه می‏‌گرفتند به منبری سفارش می‌‏کردند که در خاتمه منبر از مردم بخواهد آرامش را حفظ کنند و از انجام تظاهرات خودداری نمایند و مردم هم کمی رعایت می‏‌کردند و کمتر تظاهرات براه می‏‌انداختند ولی اکنون با رسیدن این اعلامیه منبری جرأت نمی‏‌کند مردم را دعوت به آرامش کند زیرا مورد اعتراض واقع می‌‏شود که دستورخمینی را نقض کرده است...»[35]

و در عرض مدت کمتر از 13 ماه رژیم خودکامه‌‏ای که می‏‌گفت عمر «رژیم‏‌های شما دوام نخواهد آورد و مال من پایدار خواهم ماند» به سر آمد و (فاتح دنیا) مغلوب گشت.

منبع: مقدمه کتاب 19 دی به روایت اسناد ساواک کاری از مرکز بررسی اسناد تاریخی

[1]ـ سند 64 کتاب 19 دی به روایت اسناد ساواک

[2]ـ سند 67 همان

[3]ـ سند 71 همان

[4]ـ سند 73 همان

[5]ـ سند 75 کتاب 19 دی به روایت اسناد ساواک

[6]ـ سند 87  همان

[7]ـ سند 87 همان

[8]ـ سند 90 همان

[9]ـ سند 90 همان

[10]ـ سند 90 همان

[11]ـ سند 94 همان کتاب 19 دی به روایت اسناد ساواک

[12]ـ سند 96 همان

[13]ـ سند 111 همان

[14]ـ  سندهای 115ـ 117 همان

[15]ـ  سند 128 همان

[16]ـ سند 132

[17]ـ سند 155

[18]ـ سند 157

[19]ـ 175

[20]ـ سند 179

[21]ـ سند 208.

[22]ـ سند 255.

[23]ـ سند 229

[24]ـ سند 247

[25]ـ سند 255

[26]ـ سند 261

[27]. سند 334

[28]. سند 352

[29]ـ سند 361 ـ 362

[30]ـ سند 385 ـ 386

[31]ـ سند 473

[32]ـ سند 529

[33]ـ سند 533

[34]ـ سند 534

[35]ـ سند 537

مرکز بررسی اسناد تاریخی

گزارش مشکل
تظاهراتخمینیطرفیزد