چند درجه سوءتفاهم در مقیاس اتللو اثری پست مدرن است

در مکتب پست مدرن ما با نگاهی وجود شناختی مواجهیم و در نمایش چند درجه سوءتفاهم در مقیاس اتللو هم با نوعی وجود شناختی رو‌به‌رو هستیم.

در مکتب پست مدرن ما با نگاهی وجود شناختی مواجهیم و در نمایش «چند درجه سوءتفاهم در مقیاس اتللو» هم با نوعی وجود شناختی رو‌به‌رو هستیم.

«چند درجه سوءتفاهم در مقیاس اتتلو» اثری پست مدرن است
«چند درجه سوءتفاهم در مقیاس اتتلو» اثری پست مدرن است

به گزارش حوزه تئاتر  گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از مشاور رسانه‌ای نمایش؛ جمشید خانیان داستان نویس، نمایشنامه نویس و پژوهشگر فعال کشور بعد از دیدن نمایش «چند درجه سوءتفاهم در مقیاس اتللو» گفت: بینامتنی که در نمایشنامه وجود دارد، به خوبی در اجرا منتقل شده است. ما به درستی شاهد ارجاعات به «اتللو»، برگشت به زمان حال و نوعی وجود شناختی هستیم که از متن به اجرا می رسد. این وجود شناختی مربوط به بازیگر نقش اتللوست که ذهنیتش را ترسیم می‌کند.

او با اشاره به اینکه در مکتب پست مدرن ما با نگاهی وجود شناختی مواجهیم که با توجه به آن آدم‌ها واقعیت را بر اساس ذهن خودشان تصویر می‌کنند، ادامه داد: در این نمایش هم بازیگر نقش اتللو دقیقاً همین کار را انجام می‌دهد و اتللوی مربوط به خود را ترسیم می‌کند. شگفت‌انگیز اینکه این ویژگی‌ها در متن، اجرا و بازی فوق العاده از آب درآمده و از این نمایش اثری رشک برانگیز ساخته است.

خانیان اضافه کرد: در آثار پست مدرن در شکل کلی خود هر چیزی متن است. «موسیقی»، «هنرهای تجسمی» و ... همه تبدیل به متن می شود. متنی که به تو لذت می‌دهد و به شدت در برابر فهمش مقاومت می کند.

زمانی که شما یک موسیقی کلاسیک خوب می‌شنوید، نمی‌توانید بگویید معنی یک نقطه خاصش چیست؟ بلکه می گویید من از این اثر لذت بردم. چون اثر در مجموع به شما لذت می دهد؛ در مورد این نمایش هم همین اتفاق می افتد.

این نویسنده و پژوهشگر برخی ویژگی‌های این نمایش را به عنوان یک اثر پست مدرن این‌طور تشریح کرد: این ویژگی ها هم در طنز ظریفی که در اثر وجود دارد و هم در بازی‌های کلامی نهفته است. مثلا در پست مدرن برخی واژه ها به یک‌باره درشت می شوند یا نوع چاپ حروفشان تغییر می کند. چیزی که در اجرای این نمایش در بازی بازیگر و استفاده او از صدا بروز کرده و با دقت تمام اجرا شده است. یا مثلا در اینجا ما با یک شخصیت مواجه نیستیم، بلکه با یک نشانه از انسان ها مواجهیم و برای درک آن مثل آثار رئال به شخصیت رجوع نمی کنیم. ما با یک کد مواجهیم که برای رسیدن به آن باید پیرامونش، نحوه نگاه و زندگی اش را توصیف کرد.

او با تحسین شکل تازه اجرای این نمایش اضافه کرد: دیدن این نمونه از نمایش به اندازه نمونه قبلی برایم درگیر کننده بود و این نشان می‌دهد که تا چه حد ظرفیت و جای کار برای یک اجرا وجود دارد. هر بار می شود با نگاهی دوباره آن را بر صحنه برد و من به عنوان تماشاگر می‌توانم با هر بار دیدنش از آن ایده های تازه بگیرم و ذهنم را خلاق کنم.

خانیان سپس به ضرورت داشتن چنین اجراهایی اشاره کرد و ادامه داد: به نظرم این نوع از تئاتر نیاز ما و نیاز تئاتر ماست. همان طور که کیارستمی سینمایی را تولید کرد که نیاز سینمای ماست و هر فیلمسازی برای ساختن یک اثر خوب و درست نیاز دارد، به آن مراجعه کند و قبل از هر کاری "طعم گیلاس" او را ببیند.