شلاق، تبعید و کار اجباری مجازات مردان متعرض

پرونده مردانی که در دو پرونده جداگانه متهم به آزار و اذیت دو زن شده ‌بودند، به صورت جداگانه در دادگاه کیفری استان تهران رسیدگی شد و متهمان به شلاق، تبعید و کار اجباری محکوم شدند.

روزنامه شرق: پرونده مردانی که در دو پرونده جداگانه متهم به آزار و اذیت دو زن شده ‌بودند، به صورت جداگانه در دادگاه کیفری استان تهران رسیدگی شد و متهمان به شلاق، تبعید و کار اجباری محکوم شدند.

در نخستین رسیدگی پرونده زنی که ادعا می‌کرد دو پسر جوان او را به زور به باغ ‌سیبی در دماوند برده بودند، بررسی شد. این پرونده دی‌ سال گذشته در پی شکایت زن ٣٠ساله‌ای به نام فرانک در کلانتری دماوند به جریان افتاد. این زن به مأموران گفت: از چندی پیش به دلیل اختلاف با همسرم از او جدا شدم و به‌تنهایی در یک خانه اجاره‌ای زندگی می‌کنم و برای امرار معاش در یک آرایشگاه مشغول به کار شدم.

این زن در ادامه روز حادثه را چنین شرح داد: عصر در مسیر برگشت به خانه به‌عنوان مسافر سوار خودروی پرایدی شدم که دو سرنشین داشت. در میان راه سرنشینان خودرو سوالات مشکوکی از وضعیت تجرد من پرسیدند. به آنها مشکوک‌ شدم و خواستم از ماشین پیاده شوم؛ اما آنها بدون توجه به راه خود ادامه دادند و من را به باغ‌ سیبی در دماوند بردند و آزار و اذیت کردند.

با اطلاعاتی که این زن در اختیار پلیس قرار داد، مأموران به باغ مد نظر رفتند و دو مرد جوان را شناسایی و بازداشت کردند. آنها در بازجویی‌ها منکر آزار این زن شدند و گفتند: مدتی پیش با فرانک آشنا شدیم. او به ما گفته بود که از همسرش جدا شده و به‌تنهایی زندگی می‌کند. روز حادثه نیز با او قرار گذاشتیم تا به باغ برویم و هرگز فکر نمی‌کردیم او که با میل خود همراه ما به باغ آمده است، از ما شکایت کند.

در ادامه تحقیقات مأموران فیلمی را کشف کردند که در آن نشان می‌داد فرانک با میل خود همراه این دو مرد به باغ رفته است؛ به‌این‌ترتیب برای هر سه نفر آنها کیفرخواست صادر و پرونده برای رسیدگی در اختیار شعبه پنجم دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت و هر سه نفر پای میز محاکمه رفتند. پس از قرائت کیفرخواست دو مرد جوان ابراز پشیمانی کردند و گفتند: قبول داریم که شاکی را آزار داده‌ایم. فرانک زن تنهایی بود و با ما رابطه دوستانه‌ای داشت و با میل خودش به باغ آمد. سپس فرانک در جایگاه ایستاد و گفت: این دو مرد را از قبل می‌شناختم و آنها با من رابطه دوستانه‌ای داشتند و من هرگز فکر نمی‌کردم روزی بخواهند من را فریب بدهند.

روز حادثه با میل خودم به باغ رفتم. زمانی که متوجه شدم می‌خواهند به من آزار برسانند، به آنها التماس کردم که من را رها کنند. با پای خودم به باغ رفته بودم؛ برای همین به مأموران دروغ گفتم؛ چون می‌دانستم اگر به مأموران راستش را بگویم، نمی‌توانم از آنها شکایت کنم. در پایان جلسه قضات وارد شور شدند و زن جوان را به صد ضربه شلاق و دو متهم دیگر را به صد ضربه شلاق و دو سال تبعید به جنوب کشور محکوم کردند.  دومین پرونده که آن هم در شعبه پنجم دادگاه کیفری استان تهران رسیدگی شد، پرونده مرد جوانی بود که با وعده ازدواج دختر جوانی را فریب داده و او را آزار و اذیت کرده بود. این پرونده چندی پیش با شکایت دختر ٢٠ساله‌ای به نام فرشته در دستور کار پلیس قرار گرفت.

این دختر جوان به مأموران گفت: دانشجو هستم. شش ماه پیش در خیابان با پسری به نام امیر آشنا شدم. با یکدیگر از طریق شبکه‌های اجتماعی در ارتباط بودیم و چند بار در خیابان یکدیگر را ملاقات کردیم تا اینکه یک روز امیر به من ابراز علاقه کرد و گفت می‌خواهد با من ازدواج کند. من هم حرف‌هایش را باور کردم تا آنکه آخرین بار من را به خانه‌اش دعوت کرد و آزار و اذیت کرد.

با شکایت این دختر جوان مأموران امیر را بازداشت و از او بازجویی کردند. او به مأموران گفت: من فرشته را دوست دارم و می‌خواهم با او ازدواج کنم؛ اما به دلیل اینکه شرایط ازدواج نداشتم، از او چند سال فرصت خواستم تا بتوانم کار مناسبی پیدا کنم. آن روز هم من فرشته را مجبور نکردم و او با میل خودش به خانه من آمد. به‌این‌ترتیب پس از صدور کیفرخواست علیه امیر، او هفته گذشته در شعبه پنجم دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه حاضر شد و از این کار ابراز پشیمانی کرد. در پایان قضات وارد شور شدند و او را به صد ضربه شلاق و یک ‌سال نظافت اجباری شهر تهران محکوم کرد.